آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

بزرگترین سایت تفریحی ایران

WWW.2STAN.IR
بروزترین سایت تفریحی ایران
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

تقویم


لینک به ما

قالب وبلاگ
:: دانلود نرم افزار و معرفی قطعات ::
بروزترین گالری عكس ایرانیان
فروش سریال با قیمت پایین
دنیای بازی
***عشقولانه ***
اشکنان آنلاین
خفنترین سایت سرگرمی
وبلاگ ناشناخته
موسسه پروفسور حسابی
« بقیة الله الأعظم علیه السلام در راه است»
::FootBall News::
::خبر گزاری جم،بهترین مقالات::
دانلود آهنگ و موزیك ایرانی و خارجی جدید
"""یکی از بهترین،بزرگترین و کاملترین وب سایتهای آسیا """
آفـتـاب دانـلـود
پـســران ایـرانـی
کانون هواداران پرسپولیس
(فروشگاه بزرگ فری بلاگ )
ماهستیم ولی تو قفسیم
بزرگترین مرجع دانلود برنامه های موبایل
:: بهترین وبلاگ ایران::
بزرگ ترین بانک جامع خودرو ایران
::.پرمحتواترین وب علمی و سرگرمی.::
بزرگترین و مطمئن ترین فروشگاه ایران
زبان و ادبیات فارسی
بروزترین گالری عكس ایرانیان
" 7دانلود دانلود بهترینها(دانلود بازی عکس کلیپ نرم افزار )"
عکس بازیکنان فوتبال
**از اون عکسهای که دوست داری**
**خبرگزاری جم ،بهترین مقالات,اس ام اس روز,مدل لباس**
امام حسن مجتبی ( ع )
:: انرژی مثبت::
( " ◦•● وبلاگ تخصصی سونی اریکسون◦•● " )
مطلب كده
**دهکده اینترنتی**
**دهکده ترفند**
•*.ღ.•*.paza•*.ღ.•*.
خدمات رایگان وب
عكس های داغ داغ روز
₪₪تفریح و دانلود و آموزش₪₪
ارتش آبی
فوتبال برتر
"واو عجب چیزایی"
بهترین ها را از ما بخواهید
بروزترین سایت دانلود نرم افزار
بزرگترین شهر اموزش ایرانی بدون محدودیت موضوعی
بزرگترین سایت تفریحی ایران
๑۩۞۩๑ دانلود رایگان برنامه های موبایل و کامپیوتر ๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ جدیدترین موزیکهای ایرانی و خارجی ๑۩۞۩๑
(بزرگترین پایگاه آموزش وسرگرمی ایرانیان)
مرجع دانلود
مركز دانلود موزیكهای روز - ♫ ♪ ♫ ♪ libramusic ♫ ♪ ♫ ♪
فوتبال . سینا
.:: مطالب داغ و جالب از سراسر وب ::.
مرجع تصاویر دکتر احمدی نژاد
(احمدی نژاد = جومونگ)
((هر چی از هر کی))
شمیران دانلود
وبلاگ
پیکس ایران | جالبترین مطالب دنیای اینترنت
نسیم دریا
.::دانلود جدیدترین نرم افزارها::.
(( جدید ترین عکس و آهنگ))
๑۩۞۩๑ جدیدترین موزیکهای ایرانی و خارجی ๑۩۞۩๑
سایت رسمی مجتمع آموزشی شهید بهشتی هامبورگ
سایت سرگرمی و تفریحی شیرازی ها
کسب درآمد از سایت های اینترنتی
***دانسته های رایانه ای***
(مستند فقر و فحشا)
: .::عکس های عاشقانه خفن-آهنگ و شعر::.
فروشگاه اینترنتی ارومیه
مركز دانلود موزیكهای روز لیبرا
پسران گنبدی
سایت بزرگ موبایل
بزرگترین پایگاه مدل لباس اینترنتی"
مرجع دانلود
http://hamedlotfi.mihanblog.com/
بزرگترین سایت ایرانی
دنیای سرگرمی
**دنیای کامپیوتر و موبایل**
http://omidyaran.mihanblog.com/
تفریحی سرگرمی وندا
سایت رسمی افسانه جومونگ
بزرگترین سایت تنیس ایران
(( داستان ، sms، جوک ))
تبلیغات رایگان
**بزرگترین آرشیو ایران**
دانلود سرگرمی آموزش
سیس دانلود دانلود برتر
!!! تـــک پر!!!
متفاوت ترین آهنگها و کلیپهای موبایل
سایت دانلود و آموزش پارسی زبان
گالری عكس باشگاه علمدار
سایت باشگاه رزمی و فرهنگی علمدار (كونگ فو توتایما شهرستان شوشتر)
کانون دوستداران شوشتر
ترفند های موبایل و کامپیوتر
ماشین باز های قدیمی

لینک باکس بزرگ یاهل
تاپ اسکین >> قالب وبلاگ و ابزار وبمستر
لیست کامل پیوند ها

دسته بندی

لینک های سایت
موضوعات
اخبار ورزشی روز و[278]
مطالب آموزنده و[212]
اس ام اس و[36]
اخبار و[284]
آموزش آشپزی و[20]
خواص میوه ها و سبزی ها و[18]
بیوگرافی و[13]
مطالب جالب و[323]
مطالب خنده دار و[29]
کونگ فو توا و[2]
محرم و[29]
دانلود مداحی و[32]
مذهبی و[68]
دانلود برنامه های توپ و[116]
جوک های بی مزه و[4]
غیره ... . و[106]
معرفی سایت و[1]
بازی آنلاین و[2]
هک و جلو گیری از هک و[3]
ویروس و[2]
امکانات اینترنت و[2]
isp چیست؟ و[2]
کونگ فو توا و[0]
کافی نت ها و[1]
ترفند و[48]
حرف دل مردم شوشتر و[3]
صفحات وب و[1]
عکسهای با مزه و[30]
هک و[2]
فلش و[13]
-::یاهو::- و[7]
کدهای جاوا و[24]
كد تقلب بازی ها و[6]
قالب برای وبلاگها و[15]
تبلیغات مجانی و[1]
بازی و[16]
طنز ورزشی و[4]
ویندوز و[1]
دعوتنامه جی میل و پرشین گیگ و[6]
دامین رایگان برای وبلاگ و[1]
عکس و[315]
درخواستهای شما و[4]
دانلود موزیک و آهنگ و[60]
دانلود فیلم های سینمایی و[11]
شعر طنز و[1]
آموزش (فلش .. فتوشاپ .. جاوا اسکریپت و.. و[8]
جک روز و[6]
دانلود برای موبایل و[90]
داستان کوتاه و[60]
معما و[2]
عاشقانه و[25]

نظر سنجی

نظر شما کاربر عزیز درباره ی سایت چیست ؟





لینک های روزانه

قالب وبلاگ
تاپ اسکین >> قالب وبلاگ و ابزار وبمستر

ارسال لینک

بخش ویژه

بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
[Translate to English]
RSS     ATOM
موضوع: معما  | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

این شما و این هم تست جدید خود شناسی :

 

 

There is a very, very tall coconut tree and there are 4 animals,

یک درخت بسیار بسیار بلند نارگیل بود و 4 حیوان زیر :

 

A Lion   یک شیر

 http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download_004.gif

 

A Chimp  یک میمون

 http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download.gif

 

A Giraffeیک زرافه 

 http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download_002.gif

          
AND...

و ...

 

A Squirrel

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download_003.gif

یک سنجاب

 

 

They decide to compete to see who is the fastest

to get a banana off the tree.

آنها تصمیم گرفتند که مسابف بدهند تا ببینند که کدامیک برای

برداشتن یک موز از درخت از همه سریعتر است

 


Who do you guess will win?

فکر میکنی کدامیک برنده می شود؟

 

 

Your answer will reflect your personality.

جواب سوال بازگو کننده شخصیت توست

 

 

So think carefully ....

پس بادقت فکر کن

 


Now scroll down to see the analysis.

جواب را در زیر ببینید


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


If your answer is:

:اگر جوابت

 

Lion = you're dull.

شیر است = خسته و کسل هستی

 

Chimpanzee = you're dense.

میمون = خنگ هستی

 

Giraffe = you're a complete moron.

زرافه = کاملا احمق هستی

 

Squirrel = you're hopeless.

سنجاب = ناامید هستی

Why?!

چرا ؟!

 

For This Reason :

برای اینكه :

 

 

A COCONUT TREE DOESN'T HAVE BANANAS.

درخت نارگیل که موز ندارد !!!!!

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download_005.gif


Obviously you're stressed and overworked.
You should take some time off and relax

 

مشخصه که تحت فشارید و زیاد کار کردید ...

باید یه مدتی کار نكنید و خستگی در كنید ...





موضوع: داستان کوتاه  | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند...

چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که:
 «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید»...

پادشاه بیرون رفت و در را بست...

سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.

نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود!

 آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بیرون رفت!!!  

و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته!

وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته و من نخست وزیرم را انتخاب کردم».  

آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»  

مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین
سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟
نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».


پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».  

 

جمله روز :  به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)

 




موضوع: عکس   | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

 عکس های امروز مربوط می شه به تاز ه ترین عکس های گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل که امیدوارم از این ایمیل لذت ببرید.

http://marshal-modern.ir/Archive/12959.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12960.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12961.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12962.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12963.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12964.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12965.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12966.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12967.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12968.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/12969.aspx




موضوع: داستان کوتاه  | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد .... به کمک او پرداخت.

سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.

پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست!
کسادی عمومی شروع شده است…


آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.

   


جمله روز :   آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)




موضوع: داستان کوتاه  | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

دزدی وارد کلبه فقیرانه عارفی شد  که کلبه درخارج شهر واقع شده بود عارف بیداربود اوجز یک پتو چیزی نداشت .

اوشب ها نیمی از پتو را زیر خود می انداخت ونیمی دیگر را روی خود می کشید  روزها نیز بدن برهنه خویش را با آن می پوشاند.

عارف پیر دزد رادید وچشمان خود رابست ،مبادا دزد را شرمنده کرده باشد آن دزد راهی دراز را آمده بود، به امید آنکه چیزی نصیبش شود  .اوباید درفقری شدید بوده باشد، زیرا به خانه محقرانه این پیر عارف زده بود.

عارف پتو را برسرکشیدوبرای حال زار آن دزد و نداری خویش گریست : خدایا چیزی در خانه من نیست و این دزد بینوا بادست خالی و ناامید از این جا خواهد رفت. اگر او دوسه روز پیش مرا از تصمیم خویش باخبر ساخته بود ،می رفتم ، پولی قرض می گرفتم، وبرای این مردک بینوا روی تاقچه می گذاشتم...

 آن عارف فرزانه نگران نبود که دزد اموال اوراخواهد برد اونگران بود که چیزی در خور ندارد تا نصیب دزد شود واوراخوشحال کند .

داخل خانه عارف تاریک بود .پیرمرد شمعی روشن کرد تا دزد بتواند درپرتو آن زمین نخورد وخانه را بهتر وارسی کند.

استاد شمع را برد تا روی تاقچه بگذارد که ناگهان با دزد چهره به چهره برخورد کرد دزد بسیار ترسیده بود. او می دانست که این مرد مورد اعتماد اهالی شهر است بنابر این اگر به مردم موضوع دزدی او را بگوید همه باور خواهند کرد .

اما آن پیر عارف گفت: نترس آمده ام تا کمکت کنم داخل خانه تاریک است . وانگهی من سی سال است که در این خانه زندگی می کنم وهنوز هیچ چیز در آن پیدا نکرده ام بیا با هم بگردیم اگر چیزی پیدا کردیم پنجاه پنجاه تقسیمش می می کنیم .

البته اگر تو راضی باشی. اگر هم خواستی می تونی همه اش را برداری زیرا من سالها گشته ام و چیزی پیدا نکرده ام .پس همه آن مال تو. بالاخره یابنده تو بودی .

دل دزد نرم شد.استاد نه او را تحقیر کرد نه سرزنش.

دزد گفت: مرا ببخشید استاد.نمی دانستم که این خانه شماست وگرنه جسارت نمی کردم.

عارف گفت: اما درست نیست که دست خالی از این  جابروی.من یک پتو دارم هوا دارد سرد می شود لطف کن و این پتو را از من قبول کن.

استاد پتو را به دزد داد دزد از اینکه می دید در آن خانه چیزی جز پتو وجود ندارد شگفت زده شد سعی کرد استاد را متقاعد کند تا پتو را نزد خود نگه دارد .

استادگفت:  احساسات مرا بیش از این جریحه دارنکن دفعه دیگر پیش از این که به من سری  بزنی مرا خبر کن .اگر به چیزی خاص هم نیاز داشتی بگو تا همان را برایت آماده کنم تو مرا غافلگیر و شرمنده کردی ، می دانم که این پتوی کهنه ارزشی ندارد اما دلم نمی آید تو را بادست خالی روانه کنم لطف کن وآن را از من بپذیر .تا ابد ممنون تو خواهم بود .

دزد گیج شده بود او نمی دانست چه کار کند . تا کنون به چنین آدمی برخورد نکرده بود. خم شد پاهای استاد را بوسید پتو را تا کرد و بیرون رفت.

او وزیر و وکیل و فرماندار دیده بود ولی انسان ندیده بود .

پیش از انکه دزد از خانه بیرون رود استاد صدایش کرد وگفت: فراموش نکن که امشب مرا خوشحال کردی من همه عمرم را مثل یک گدا زندگی کرده ام . من چون چیزی نداشتم از لذت بخشیدن نیز محروم بوده ام اما امشب تو به من لذت بخشیدن را چشاندی  ممنونم... 


جمله روز :   چیزی ساده تر از بزرگی نیست ، آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)




موضوع: عاشقانه  | نویسنده: مهدی کمالی | تاریخ: یکشنبه 16 خرداد 1389

به نام  خالق ریحان و بوی خوش آن

 
خدای من

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...




آخرین مطالب ارسالی


صفحات وبسایت - تعداد کل صفحات: 336

  [...]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [...]


 


http://www.clickiran.ir/script/?s=9413&a=1066&lc=ffffff&bc=000000