تبلیغات
بزرگترین سایت تفریحی ایران بزرگترین سایت تفریحی ایران
 

خر و مقام رفیع

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: داستان کوتاه، 

 

یك روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. 

الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت …

ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت كرد.

ملا نمی دانست كه خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی اید !!!

هر كاری كرد الاغ از پله پایین نیآمد.

ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد كه استراحت كند.

در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد !!!

وقتی كه دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را ارام كند كه دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت و بعد از مدتی متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره آلاغ از سقف به زمین افتاد و مرد... 

بعد ملا نصر الدین گفت : لعنت بر من   كه نمی دانستم كه اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی  برسد هم آنجا را خراب می كند و هم خودش را می کشد ...!!! 

 

جمله روز :  فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد ! (آلبرت انشتین)

 

() نظرات

 

داستان کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: مطالب آموزنده،  داستان کوتاه، 

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد…

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید…

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند…

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید…

موعد عروسی فرا رسید...

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود…

همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد …

20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود !  

همه تعجب کردند و مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."

 

   


جمله روز :  ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوار ترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران میخواهند ...

 

 

() نظرات

 

هدف فارسی 1 انحراف یا سرگرمی؟

نویسنده: محمود آقائیان موضوع: مطالب آموزنده، 

 

هدف فارسی 1 انحراف یا سرگرمی؟

 

(به نظر من فارسی 1 میخواد خانواده های ایرانی رو از هم بپاشه و مشروب خوردن و دوست f و دوست m رو یک امر عادی نشون بده )

مردم هوشیار باشید

مقدمه:

به تازگی شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات بیرد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. برنامه های این شبکه اغلب شامل پخش سریال های خانوادگی و تفریحی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و کره به زبان فارسی (دوبله) و نیز موزیک ودیوهای خاص می باشد. متأسفانه بدلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف پیدا و پنهان گردانندگان این شبکه در حال حاضر شبکه فارسی 1 مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و بخصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است. این می تواند هشدار و زنگ خطری جدی برای متولیان رسانه ملی محسوب شود و رسالت ایشان را در ارتقای کیفی برنامه های تولیدی سیما افزایش دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1

از نکات قابل توجه در خصوص شبکه فارسی 1 مدیریت و شیوه اداره این شبکه است. به نظر نگارنده دانستن برخی اطلاعات در این خصوص ضمن اینکه می تواند جالب باشد شاید بتواند در تشریح اهداف و نیات پنهان این شبکه برای مخاطبین موثر واقع شود. شبکه فارسی 1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود.

اما روبرت مرداک کیست؟ روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون "مای اسپیس" بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین این کارکردها اثرگذاری و هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.

شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.

شبکه فارسی 1 با اهدافی هولناک

در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی صرف با دوبله فارسی و نیز موسقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد. از این بابت این شبکه نسبت به دیگر شبکه ها، حتی شبکه 24 ساعته ام بی سی پرشیا که پیش از این پخش فیلم های سینمایی روز هالیوود با زیرنویس فارسی را در ماهواره عرب ست آغاز کرده بود متمایز است.

ویژگی های این شبکه را از دو نظر می توان بررسی کرد:

1- شاخصهای ظاهری

این شبکه برای اولین بار اقدام به دوبله آثار نمایشی روز اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی به زبان فارسی نموده است. اگر چه کیفیت این دوبله ها بسیار ضعیف و غیر قابل مقایسه با دوبله فیلم های خارجی در داخل ایران است لیکن در مقایسه با شیوه زیرنویس فارسی این آثار که در دیگر شبکه ها صورت می گیرد توانسته است نظر مخاطبین خود را به نوعی جلب کند. پیش بینی می شود به تدریج شبکه فارسی 1 تلاش کند این نقیصه را نیز رفع نماید و به کیفیت دوبله آثار پخش شده بیافزاید.

- از ویژگی های دیگر این شبکه پخش سریال های طولانی مدت و دنباله دار خانوادگی و تفریحی معمولی است که مخاطب اصلی آن خانواده ها بوده و با هدف کاملاً تفریحی تهیه و پخش می شوند. بخشی از برنامه های این شبکه هم به پخش موزیک ویدئوهایی اختصاص دارد که غالباً مضامین جنسی و خشونت را به تصویر می کشند.

- استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره ( مشکی ) قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و ...) با موضوعات جنسی به کار می رود. برخی روانشناسان معتقدند رنگ صورتی بخصوص در مجاورت رنگ تیره بر انگیزاننده حس و غریزه جنسی در مخاطب است.

2- شاخص های محتوایی

به هیچ عنوان نمی توان پذیرفت آقای روبرت مرداک یکی از بزرگترین مردان رسانه ای جهان تنها با هدف سرگرم کردن مخاطبان فارسی زبان جهان شرکت های متعددی در دبی، هنگ کنگ و نیویورک فعال کرده باشد و شبکه ای خاص را بر روی یکی از بهترین فرکانس های ماهواره ای هات برد راه اندازی نموده باشد اما هیچ هدف خاصی را پیگیر نباشد. شبکه فارسی 1 اولین شبکه ای است که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر روی خانواده ها نهاده است و اگر قرار است جوانان را نیز مورد هدف قرار دهد آنها را در کنار خانواده مورد توجه قرار می دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1 با دقت و وسواس خاصی برنامه های خود را انتخاب می کند و آنچنان محتوای این سریالها برایشان مهم است که و به طور شتابزده و با دوبله ای نازل اما با سرعت در اختیار بینندگان فارسی زبان قرار می دهد. نگاهی به این سریال ها به خوبی نشان می دهد که تمام آنها در پرداختن به موضوعات ذیل مشترکند و به نظر می رسد قرار است در فارسی 1 به هیچ موضوعی غیر از این پرداخته نشود:

- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده

- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسرر و البته شوهر به زن

- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین

- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده

- هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر

- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر

- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده

- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).

- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!

- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده

- افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص

- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان

کانون خانواده از مهمترین پایه های جامعه در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران عزیزمان است و به خوبی مشخص است که گردانندگان این شبکه بر اهمیت این پایگاه مقدس در جامعه اسلامی واقفند و با مورد هجوم قرار دادن آن برنامه دراز مدتی را در ذهن طراحی نموده اند.

سخن پایانی

اگر به دقت برنامه های مختلف شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را پیگیری کرده باشیم الحق باید بگوییم تنها جای چنین شبکه ای خالی بود!! شبکه فارسی 1 حلقه مفقوده حمله رسانه ای غرب و در رأس آن صهیونیست را علیه ایران اسلامی تکمیل می کند. حلقه ای که مشخصاً خانواده را در کانون توجه خود قرار داده و با هدف منفعل و منحرف نمودن آن، تهیه و پخش می شود.

شبکه فارسی 1 در ادامه همان سناریوی از پیش طراحی شده ای شکل می گیرد که سالها پیش رهبر انقلاب از آن به عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی یاد کردند و امروز بیش از هر روزی نمودهای بارز این تفکر شیطانی را احساس می کنیم اما در این کارزار لازم است از اسباب و ادوات خاص خود برای مقابله و حتی تهاجم بهره جست. این ابزار چیزی نیست جز رسانه.

متأسفانه رسانه ملی در تولید برنامه های ویژه خانواده چندان موفق نبوده. اگر چه در طول سالیان گذشته برنامه های خوب و مخاطب پسند و پر محتوایی تهیه و تولید شده است اما این امر از تداوم لازم برخوردار نبوده و به طور مشخص از استراتژی قوی و از پیش تعیین شده ای متناسب با نیاز روز تبعیت نکرده است. لازم است رسانه ملی در تعریف خود از برنامه های با موضوع خانواده بازنگری جدی به عمل آورد و ضمن شناخت دقیق نیازهای مخاطبین (به خصوص زن خانواده و جوان) به تولید برنامه های روتین و جذاب همت گمارد.

صدا و سیما می تواند با تولید برنامه های مناسب و هدفمند و با بهره گیری از نظرات کارشناسان و منتقدین، رسانه های خارجی را با چالشی جدی مواجه سازد. بی شک بسیاری از مخاطبین به دنبال پر نمودن اوقات فراغت خود به جستجو در کانال های ماهواره ای می پردازند و در این بین است که ناخودآگاه متوجه برنامه هایی می شوند که بر خلاف ظاهری فریبنده به شکار ارزش های متعالیشان خیز برداشته اند اینجاست که رسالت رسانه ملی دو چندان می شود.

به نظر می رسد توجه به راهکارهای ذیل می تواند برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه ملی مفید باشد:

- توجه به تولید سریال های خانوادگی جذاب و طولانی مدت روتین (به عنوان یکی از نمونه های بارز این سریال ها می توان از مجموعه نرگس نام برد)

- توجه به محتوای برنامه ها با در نظر گرفتن لزوم ارائه غیر مستقیم پیام

- بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی در تولید برنامه های جذاب (به عنوان مثال سریال بر بام آسمان ویژه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی نمونه خوبی از این تولیدات بود)

- توجه ویژه به برنامه های ظنز خصوصاً طنزهای فاخر (بد نیست اشاره کنیم هنگام پخش سریال طنز شبهای برره صدای آمریکا در کنداکتور خود تغییراتی ایجاد می کرد تا برنامه های مهمی در آن ساعت پخش نشود)

- توجه ویژه به پخش موسیقی های اصیل متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی

- توجه ویژه به برنامه هایی با موضوع تفریحی سرگرمی از طریق تولید برنامه هایی در ساختارهای جذاب مسابقه ای

- توجه ویژه به تولید و پخش برنامه های ورزشی جذاب برای جوانان و خانواده ها به غیر از فوتبال

- همچنین لازم است رسانه ملی تولید برنامه هایی را که بتواند در آن واحد پدر، مادر، دختر و پسر یک خانواده را در کنار هم بنشاند نیز همت گمارد.

 

نظر شما چیست ؟؟؟

 

() نظرات

 

جوک

نویسنده: محمود آقائیان موضوع: جوک های بی مزه، 

 

تركه به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه كشكیه؟!  تركه میگه: بابا من كه راضیم، ننم هم كه راضیه، فقط مونده شاه و دخترش!

 

2- اصفهانیه داشته تو خیابون میرفته كه یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه  . . . . .

3- تركه شاكی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ تركه میگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش كنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟  تركه میگه: اكبرِ ان‌چهره!

 

4-  تركه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره!

 

5-  از تركه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!

 

6- تركه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینكه به نفر اول جایزه میدن. تركه یوخده فكر میكنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

 

7- تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان آقای خامنه‌ای خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. تركه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رفسنجانی چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. تركه میگه: ببخشید ولی آقای خاتمی چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم ‍! 2;واب هستن، چطور؟ تركه میگه: پس دمت گرم حالا كه همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال كنیم!

 

8- تركه میمیره، اون دنیا در حینی كه داشتن به حساب كتاباش رسیدگی میكردن میره پیش جبرئیل، میگه: من از خدا یك سوال واجب دارم، میشه برم بپرسم؟ جبرئیل میگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه میره طبقة بالا، در رو باز میكنه، میبینه خدا پشت یك میز نشسته داره با یكی از فرشته‌ها ب! 07; حسابای مردم میرسه. خلاصه سلام میكنه میره جلو، میگه: خداجان، الهی گربان او بزرگیت بشم من، الهی فدات بشم... چرا تو دنیا این همه ترك آفریدی؟!  بری تو آذربایجان همه تركند، بری تهران پر تركه،  بری بلوچستان، بری شمال، بری جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پیدا میشه... بری آلمان بازم ترك پیدا میشه، بری كانادا،  بری آمریكا بازم ترك پیدا میشه... بری كرة م! اه بازم ترك پیدا میشه! آخه خداجان، واسه چی اینقدر ترك آفریدی؟! خدا یكم تركه رو نگاه میكنه، به معاونش میگه: اصگر... ایلده ببین این چی میگه بابا... هی وگت مارو میگیرند!

 

9- تركه تصادف میكنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میكنن نظر كارشناسی دادن. بالاخره بعد یك مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن كه صدای افسره به جایی نمیرسیده. تركه شاكی میشه، داد میزنه: ساكت.. ساكت... ایلده دیگه اینجا كسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

 

10- تركه میرسه سر یك صحنة تصادف، از یكی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! تركه میره تو فكر، بعد یك مدت یك بنده خدای دیگه میاد از تركه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ تركه میگه: ایلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!

 

11- تركه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!

 

12- از تركه میپرسن: مساحت ایران چقدره؟ میگه: 1648192 متر مكعب!  میگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه میگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع یك متر ریده شده توش!

 

13- تركه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟!

 

14- تركه میمیره، باباش رضایت نمیده!

 

15- از تركه میپرسن: به نظر شما اگه آمریكا افغانستان و عربستان رو بگیره، به كره و چین هم حمله كنه تكلیف ایران چی میشه؟ تركه میگه: ایلده چی میشه نداره كه، ایران میره جام جهانی!

 

16- لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محكم میكشیده رو هم،  ازش میپرسن: چرا اینقدر محكم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم كه هیچ گوزی نتنِه باطلش كنه!

 

17- تركه میگوزه، دنبال پوكش می‌گرده!

 

18- از تركه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت كف میكنن، میگن: بابا اینا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

 

19- لره داروخونه داشته، یك روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سو‍! 7;كها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون!  لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

 

20- آبادانیه میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد میزنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش میكنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پیچوندی!

 

21- میخواستن لره رو شكنجه روحی بدن، میفرستنش تو یك اتاق گرد، میگن برو یك گوشه بشین!

 

22- به تركه میگن: بچه كجائی؟  میگه بچه U.S.A.! ملت هم كف میكنن میگن آخه چطور ممكنه؟ تركه میگه: ایلده بچهة یونجه‌زارهای سرسبزِ آذر بایجانم!

 

23- تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه میومده، یهو تلنگش در میره. واسه اینكه ضایع نشه، دستشو میگذاره بغل دهنش، داد میزنه: گـــــــوزیـــــــه... گوووووز!

 

24- آرداواس بعد بیست سال از آمریكا برمیگرده ایران و یك ساندویچ فروش میزنه. روز اول، تركه میاد میگه: قربون دستت، یك ساندویچ سوسیس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هوای دیار كفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكی میشه، میگه: نه مرتیكه، تو نون بده!

 

25- به تركه میگن: كجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم!

 

26- تركه تو یك شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یكجا كوه ریزش كرده، یك قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم كه آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین كه قطار واستاد، تركه یك نارنجك درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نف! ;ر آدم لت و پار میشن! خلاصه تركه رو میگیرن میبیرن  بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه كه: مرتیكة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداكار و حسین فهمیده رو قاطی میكردم!

 

27- دو تا چسه داشتن باهم بازی میكردن، یك گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی كنیم!

28- تركه كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!

 

29- بعد از عمری داریوش میاد ایرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میكردن، داریوش هم میاد خیای حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یك تركه ازون پشت داد میزنه: اِبـــی بـخـــون.. اِبـــی بـخـون!

 

30- از تركه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت كف میكنن، میگن: بابا این كه فقط یكیه! میگه: آخه دادم mp3ش كردن!

 

31- تركه میره مسابقه بیست سوالی،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن كه: جواب برج ایفله،  فقط تو  زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. تركه میگه:...ها!  پس حتماٌ برج ایفله!

 

32- تركه میره مسابقه بیست سوالی،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن كه: جواب خیاره،  فقط تو  زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. تركه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!

 

33- تركه میخواسته تو یك ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟!  تركه هول میشه، میگه: ایلده شما منو استخدام كنید، من با سر وارد میشم!

 

34- عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور كرده بوده و تو حال بوده، كه یهو یك توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، كه یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن كی زن! گ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یك بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاكی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!

 

35- ماشین تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش!  یهو تركه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نكنید.. هیچ غلطی نمیتونه بكنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ تركه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم!

 

36- تركه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!

 

37- تركه میره قنادی، میگه: ببخشید كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره تركه میاد، میپرسه: شرمنده، كیك هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یك هفته تمام هر روز كار تركه این بوده كه بیاد سراغ كیك هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده كه نداریم. آخر هفته قناده &#! 1576;ا خودش میگه: این بابا كه مشتری پایس... بگذار یك كیك هفتاد طبقه براش بپزیم، یك پول خوبی هم شب جمعه‌ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یك كیك خوشگل هفتاد طبقه ردیف میكنه. شنبه اول صبح تركه میاد، میپرسه: ببخشید، كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله كه داریم، خوبشم داریم! تركه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهار ! 5;ش به ما بده!

 

38- پرچم عربستان رو به تركه نشون میدن، ازش میپرسن: این پرچم كجاست؟ تركه یوخده فكر میكنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا میخورن، میگن: آخه چرا اسپانیا؟! تركه میگه: ایلده خودتون نگاه كنید، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!

 

39- تركه سوار هواپیما میشه، میشینه كنار دست یك پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یك مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شكلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از تركه میپرسه: شما چی؟ تركه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسی! 85; داره، باهم میخوریم!

 

40- تركه كارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش كنن!

 

41- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریك میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای كشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینكه جوونه و دلش میخواد ولی به كسی راه نمیده، تا یا! 85;و بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینكه سنش بالاست و كسی تحویلش نمیگیره، بازم  نمیذاره كسی ازش سوء استفاده كنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یكی دیگه حالش رو میكنه ما كشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلی!

 

42- به عربه میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولك، همون كه هستش یك وجبه؟!

 

43- یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: كارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف میكنه، میره  سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یك ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرد&#! 1607; میپرسه: آقا شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میكنه از تو داشبرد گواهینامه و كارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ.  سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی كنم؟ یارو میگه: خواهش میكنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب  رو باز میكنه، میبینه اونجا هم خبری نیست.  برمیگرده به مرده می&! #1711;ه: ولی زیردست من گزارش داده كه شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم!

 

44- به ترك میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

 

45- یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میكنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یك فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط كرده و  تا این لحظه 34513 جسد كشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!

 

46- از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!

 

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملكته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی كه بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضا كنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیكارس؟ پسره م! ;یگه: بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون!

 

48- تركه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی تركه قاط زده بوده، یك بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف كنه، تركه میگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!

 

49- تركه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه كاریه میكنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه �

 

() نظرات

 

جوک

نویسنده: محمود آقائیان موضوع: جک روز، 

 

 

151- به یك تركه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

152- تركه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یكی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!

153- تركه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به تركه میگه اسم توچیه؟! تركه اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!

154- تو جزیره آدم‌خورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاكی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو می‌كوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یكی مغز تركه،‌ باید 100 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!

155- تركه زمین میخوره، برای اینكه سه نشه تا خونه سینه خیز میره! 

156- یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه! 

157- تركه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!

158- تركه میخواسته زیردریایی آمریكاییا تو خلیج فارس رو غرق كنه، در میزنه فرار میكنه!

159- تركه میخواسته بره هر چی راهزنه اطراف تبریزه  دهنشون رو سرویس كنه. ملت هم میان هر كی یه چیزی براش میارن، یكی شمشیر میاره یكی خنجر میاره و حسابی مسلحش میكنن. خلاصه تركه راه میفته و بعد از یك هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی كار كردی؟ تركه پامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!

160- تركه به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین كار میكنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه، كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه...!

161- به تركه میگن سه تا میوه نام ببركه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر كه میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه!

162- تركه میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره! 

163- تركه تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم! 

164- آوینی تو جنگ كشته‌میشه، به تركه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. تركه میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: كیه؟ تركه میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟! 

165- تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم! 

166- یارو تركه عرق میخوره می‌برنش كلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو می‌ده به یكی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر!‌ یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیكی میگه: برادر اكبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد كه كارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، تركه میگه: برادر‌ا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین! 

167- اواهه میخوره زمین، میگه: اِوا! تو هم جاذبه!

168- تركه با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم! 

169- تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای تركه می‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه! 

170- تركه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم! 

171- تركه میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم. تركه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم! 

172- تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، تركه تماشا می‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون میدن، تركه شاكی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش! 

174- تركه خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با كِش خودشو دار زده! 

175- یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟ تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده! 

176- تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. تركه میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. تركه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟! 

177- تركه میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس كی ظهور میكنی؟! 

178- یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ كنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من كه نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همكارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همكارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه كوفتیه!؟ اصلاً برو یكم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد! 

179- عربه میره مغازه با لهجه میگه:‌آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه:‌ داریم، ولی نه به این غلیظی! 

180- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. تركه میگه: پس من قطع میكنم دوباره میگیرم! 

181- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده! 

182- تركه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم كیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما تركین‌؟ میگه: از كجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. تركه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست كنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم كیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما تركین؟ میگه: اِاِا... از كجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله كه بانك شده! 

183- شیره‌ایه میخواسته تاكسی بگیره، ‌به یك تاكسی میگه: مُشتقیم! تاكسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من كه می‌خواستم اونجا پیاده شم!

184- تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. تركه میگه: مِریه؟ میگه: نه. تركه میگه: جاندارمریه؟

185- به تركه میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر كنید! 

186- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش كنه. تركه داد و بیداد می‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو! 

187- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند كفشش بازه. به كنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یك دقیقه این میله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم! 

188- تركه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود كه تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون دادیم. تركه میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم! 

189- تركه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی كه همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ تركه میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه كنم،‌ میدوه میره تو كوچه لخت میشه! 

190- یارو تركه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، تركه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد! 

191- عربه هی میگوزیده، بعدش یك لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك میشه! 

192- تركه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!

193- تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یك بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند كمتر، زندگی بهتر! 

194- تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم! 

195- دو تا تركه میرن یك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش میدند‌، بعد هم یكی یك ساندویچ از كیفشون درمیارند، ‌شروع می‌كنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. تركا یك نگاهی به هم می‌كنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌كنند! 

196- تركه 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یك ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میكنه. همون وقت یك بابای دیگه‌ای داشته یك پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

197- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه! 

198- تركه كفترشو گم میكنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!

199- كرده تو كردستان پونزده نفرو می‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم میشه. می‌گیرن شلوارشو درمیارن،‌ پاش استرچ می‌كنند! 

200- سیاه پوسته میگوزه، زنش تا یه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میكرده

 

() نظرات

 

وقتی بازار نامه‌نگاری به رئیس جمهور از گرمای خوزستان هم داغ‌تر می‌شود‌

نویسنده: محمود آقائیان موضوع: اخبار، 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شوشتر، مردم شهرستان شوشتر كه روز گذشته تا دو كیلومتر در جاده منتهی به سالن فرهنگ شوشتر حضور داشتند از ساعت11 صبح برای حضور در سالن پشت درهای بسته سالن حضور داشتند ولی به دلیل كمبود جا در این تالار امكان حضور مردم وجود نداشت.
پشت درهای بسته این تالار اگر چه دمای هوا از 45 درجه سانتیگراد فراتر رفته بود ولی گرمی بازار نگارش‌ نامه برای رئیس جمهور بسیار بیشتر بود به نحوی كه برخی با نوشتن نامه برای افراد كم‌سواد وجه نقدی نیز دریافت می‌كردند كه این امر خود باعث چرخش مالی در بین افراد حاضر در خیابان منتهی به سالن فرهنگ بود.
بسیاری از مردم شوشتر و حومه با لباس‌های محلی برای دیدن احمدی نژاد در پشت درهای بسته سالن منتظر ماندند تا با وی دیدار كنند به نحوی كه اتومبیل حامل وی 20 دقیقه پشت در سالن بین مردم متوقف شد و سیل حضور مردم اجازه حركت اتومبیل را نمی‌داد.
هنگام حضور رئیس جمهور در محوطه سالن فرهنگ شوشتر مردم شعارهایی همچون «احمدی دلاور خوش آمدی به شوشتر»، «احمدی احمدی خدانگهدار تو»، «صل علی محمد یاور رهبر آمد»، «صل علی محمد بوی رجایی آمد» و «احمدی احمدی شوشتر مار رو دریاب» را سر دادند.
احمدی نژاد با نزدیك شدن به دیوارهای كاذب حائل میان خود و مردم، و تكان دادن دست برای مردم به ابراز احساسات آنان پاسخ داد و مردم نیز برای وی دست تكان دادند.
پس از اتمام مراسم، جمعیت مردم مشتاق پشت درهای سالن چندین برابر شده بود كه این امر باعث شد تا اتومبیل حامل رئیس جمهور كمربندی شوشتر را كه كمتر از یك كیلومتر است در مدت 45 دقیقه طی كند.
اتومبیل حامل رئیس جمهور به دلیل حضور مردم بارها در میان جمعیت متوقف شد و همین امر باعث شد تا رئیس جمهور با اقدام به ایستادن سرپا در ماشین به ابراز احساسات مردم پاسخ دهد.
مردم مشتاق دیدن رئیس جمهور وی را تا شهرستان دزفول كه محل حركت وی به سوی تهران بود، بدرقه كردند.
حضور مردم شوشتر در خروجی این شهرستان به سمت دزفول در ساعت 12:30 شب به حدی زیاد بود كه این اتوبان تا ساعت2 بامداد دارای ترافیك شدید بود.

 

برچسب ها: سازه های آبی شوشتر، جشن ثبت جهانی، شوشتر، رئیس جمهوز در شوشتر، احمدی نژاد در شوشتر، جشن و حاشیه های ثبت جهانی تاریخی شوشتر، آبشارهای شوشتر، اخبار شوشتر، خبرهای داغ شوشتر،  

() نظرات

 

جشن ثبت جهانی سازه‌های آبی شوشتر «جشن دولت برای دولتمردان» بود

نویسنده: محمود آقائیان موضوع: اخبار، 

 

جشن ثبت جهانی سازه‌های آبی شوشتر پس از مدتها کش و قوس در نهایت در شب دوم تیرماه در شوشتر با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور حضور آیت‌الله جزایری نماینده ولی فقیه در خوزستان، نامجو وزیر نیرو، مشایی، حجازی استاندار خوزستان و بیش از ۲۰ سفیر کشورهای خارجی در تالار فرهنگ شهرستان شوشتر برگزار شد.

این جشن که از نظر من "جشن دولت برای دولتمردان" بود غایبین بزرگی داشت، شهروندان شوشتری و سایر هموطنان عام، تشکل های غیر دولتی دوستدار میراث فرهنگی و گردشگری، کارشناسان میراث فرهنگی و...

البته رئیس جمهور فقط برای حضور در سالن برگزاری جشن در شوشتر حضور یافت و فرصت بازدید از سازه های آبی و دیدار با مردم را پیدا نکرد که از این موضوع عذرخواهی کرد.
دوستداران میراث فرهنگی حاضر در محل برگزاری این جشن را مساوی با توهین و حقیر کردن میراث فرهنگی تلقی کردند.

خبرگزاری فارس درباره علاقه مردم برای ارائه نامه های خود به رئیس جمهور نوشت: هوای شوشتر روز گذشته از ۴۵ درجه هم فراتر رفت اما گویا بازار نامه‌نگاری مردم به احمدی‌نژاد از این گرما هم داغ‌تر بود. مردم شهرستان شوشتر که روز گذشته تا دو کیلومتر در جاده منتهی به سالن فرهنگ شوشتر حضور داشتند از ساعت۱۱ صبح برای حضور در سالن پشت درهای بسته سالن حضور داشتند ولی به دلیل کمبود جا در این تالار امکان حضور مردم وجود نداشت.

جشن ملی سازه‌های آبی تاریخی شوشتر با تمام کم و کاستی‌هایی که داشت برگزار شد ولی مسئولان استانی برای برگزاری چنین جشنی باید به مردم شوشتر پاسخگو باشند.
جشن سازه‌های آبی تاریخی شوشتر با حاشیه‌های بسیار زیادی همراه بود. با وجود تبلیغات بسیار زیادی که برای این جشن شده بود و بسیاری از معتمدان مردم شوشتر در این جشن دعوت نشده بودند، صندلی خالی در سالن برگزاری این جشن بسیار به چشم می‌خورد.

هیچ یک از کارشناسان سازه‌های آبی تاریخی شوشتر که در تدوین پرونده ثبت جهانی این سازه‌ها اصلی‌ترین بازیگردان بودند، برای حضور در جشن دعوت نشده بودند و همگی پشت درهای بسته تالار فرهنگ باقی ماندند.

با وجود کمبود جا در سالن برگزاری جشن، حضور مسئولان عالی‌رتبه استانی تا مسئولان روابط عمومی ادارات کل و فرمانداران شهرهای مجاور در سالن برگزاری جشن به چشم می‌خورد.
استفاده نکردن از عکس سازه‌های آبی تاریخی شوشتر برای تیزرهای میان‌برنامه موضوعی بود که بسیار مشهود بود و در هنگام قرائت قرآن از تصاویر میدان امام اصفهان استفاده شد.
حضور احمد نجفی در سالن برگزاری جشن سازه‌های آبی و تحرک بسیار زیاد و تردد فراوان وی در سالن بسیار به چشم می‌خورد به نحوی که همگی احساس می‌کردند که وی به نحوی مسئول برگزاری این جشن به شمار می‌آید در حالی که هیچ نقشی جز یک مهمان نداشت.

هنگام پخش موسیقی سنتی شوشتر امام جمعه شوشتر، آیت الله سید محمدعلی موسوی جزایری نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، آیت الله شیخ محسن حیدری نماینده مردم اهواز در مجلس خبرگان رهبری و چندی دیگر از روحانیان حاضر در جلسه سالن برگزاری جشن را ترک کردند و امام جمعه شوشتر پس از اتمام موسیقی دیگر به سالن بازنگشت.

آنچه از همه حاشیه‌های این جشن جالب‌تر بود حضور حجت الاسلام سپهر مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سالن بود که اگر چه سایر روحانیان جلسه را برای پخش موسیقی ترک کردند، ولی وی با حضور در جلسه و تشویق‌های مکرر و گفتن کلماتی مانند "احسنت، احسنت " گروه نوازنده را تشویق کرد.

حضور مردم شوشتر پشت درهای سالن فرهنگ محل برگزاری جشن بسیار به چشم می‌خورد به طوری که تا ساعت‌ها این افراد برای دیدن رئیس جمهور صبر کردند تا توانستند وی را ساعت۱۲ شب در مقابل در خروجی سالن ببینند و با سر دادن شعارهای انقلابی به ابراز احساسات بپردازند.

 

برچسب ها: سازه های آبی شوشتر، جشن سازههای آبی شوشتر، رئیس جمهور در شوشتر، حاشیه جشن سازه های آبی شوشتر، جشن سرد سازه های آبی شوشتر،  

() نظرات