تبلیغات
بزرگترین سایت تفریحی ایران بزرگترین سایت تفریحی ایران - پست های مهدی کمالی
 

داستان کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: داستان کوتاه، 

 

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد .هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می گذشت نان را بر دارد .

هر روز مردی گو‍ژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند می گفت: هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد  و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد ، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه ، تشنه و خسته بود

در حالی که به مادرش نگاه می کرد ، گفت: مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم . در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد . او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز میخورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود ، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .

به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد

 

جمله روز :  بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس می شود که از میان ما رفته باشند . امرسون

 

 

() نظرات

 

ده شهاب سنگ به یاد ماندنی

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: مطالب آموزنده، 

 

ده شهاب سنگ به یاد ماندنی

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9483.aspx

 

هر روز صدها شهاب را می توان دید که در آسمان شب حرکت می کنند . به محض ورود به جو زمین ، اصطکاک موجب داغ شدن خرده سنگ های آسمانی می شود و رگه هایی از نور پدید می آورد که توسط چشم انسان دیده می شود بیشتر آنها قبل از آن که به سطح زمین برسند ، می سوزند و نابود می شوند . اما اگر یکی از آنها بتواند در این سقوط طولانی دوام بیاورد و با زمین برخورد کند، آنوقت دیگر به آن شهاب سنگ می گوییم . در زیر چند بر خورد شهاب سنگی مهم را مرور می کنیم .

۱) قدیمی ترین شهاب سنگ ثبت شده ، شهاب سنگ ان سی شیم (ensisheim) است که در ۷ نوامبر سال ۱۴۹۲ به زمین برخورد کرد . محل این برخورد شهر کوچک ان سی شیم در فرانسه بود . قبل از آن که این سنگ ۳۳۰ پوندی (۱۴۹ کیلوگرم) از آسمان در یک مزرعه گندم بیفتد ، یک صدای انغجار بلند منطقه را لرزاند ، تنها شاهد این حادثه یک پسر جوان بود. همانطور که اخبار این اتفاق منتشر می شد ، مردم شهر دور این سنگ جمع شدند و شروع به شکستن قطعاتی از آن برای یادگاری کردند . حتی ماکسیمیلیان شاه آلمان در مسیرش برای جنگ با فرانسه ، در شهر ان سی شیم ، توقف کرد تا این سنگ را ببیند او گفت که این سنگ هدیه ای از بهشت است و معتقد بود که این سنگ نشانه این است که او از نبردی که در پیش دارد ، پیروز بیرون می آید و البته همین طور هم شد . در حال حاضر ، قطعاتی از این سنگ آسمانی در موزه های سراسر جهان وجود دارد اما بزرگترین قطعه در کاخ موزه نایب السلطنه در ان سی شیم در معرض دید عموم قرار دارد .

۲) شهاب سنگ تونگوسکا(Tunguska) که در سال ۱۹۰۸ نزدیک رودخانه ی تونگوسکای روسیه منفجر شد . هنوز هم پس از ۱۰۰ سال مورد بحث است . این شهاب سنگ چیزی مثل گودال ایجاد شده توسط ضربه از خود بر جای نگذاشت . چیزی که باید با توجه به حالت طبیعی آن حتماً وجود می داشت . اما دانشمندان معتقد اند که در حدود ساعت ۷ صبح در ۳۰ ژوئن ، یک شهاب بزرگ در آسمان درخشید و به صورت یک توپ عظیم منفجر شد و تا شعاع ۱۳ مایلی جنگلها را در بر گرفت ، خانه ها را منفجر کرد و آدم ها و حیوانات را سوزاند .

دانشمندان منطقه را کاوش کردند و نه تنها اثری از شهاب سنگ که اثری از یک گودال هم هرگز پیدا نشد . نظریاتی که به توطئه مشکوک هستند، ادعا می کنند که چیزی که در آن روز واقعاً با زمین برخورد کرد یک سفینه فضایی بیگانه یا شاید حتی یک سیاه چاله بوده است .

۳) در ۹ اکتبر ۱۹۹۲، میسل نپ در حال پرسه زدن در پیکس کیل نیویورک بود که یک سقوط با صدای بلند او را از جا پراند . وقتی بیرون دوید تا بفهمد چه شده ، دید که یک سنگ به اندازه یک توپ فوتبال شورولت مالیبوی او را له کرده است و حفره ای در جلوی خانه اش به وجود آورده است . وقتی که میسل به پلیس خبر داد ، پلیس آن سنگ را ضبط کرد و نهایتاً به موزه تاریخ طبیعی آمریکا در منهتن تحویل داد .

آیا یک شهاب سنگ دایناسور ها را از روی زمین محو کرد ؟

۴) بر حسب خسارت ، یک شورولت مالیبوی قرمز رنگ در برابر یک جمعیت چیزی نیست . اما بسیاری از دانشمندان معتقدند که یک شهاب سنگ مسئول انقراض دایناسورها بوده است . این نظریه می گوید که در حدود ۶۵ میلیون سال قبل یک سیارک با عرض ۶ مایل (۸۸۵۰) متر با زمین بر خورد کرد گودالی به عرض ۱۱۰ مایل (۱۶۰ کیلومتر) ایجاد کرد و مقدار زیادی از خاک و گرد را وارد جو کرد . دانشمندان معتقدند که این برخورد چندین سونامی بزرگ ، آتش سوزی های فراگیر، باران اسیدی و گرد و غبار را موجب شد . گرد و غبار هم نور خورشید را برای چندین هفته یا ماه از زمین دریغ کرد . چرخه غذایی را مختل کرد و نهایتاً دایناسورها را از زمین محو کرد . این تئوری بحث انگیز است اما طرفداران این نظریه به گودال عظیم Chixulub در یوکاتان مکزیک به عنوان محل بر خورد شهاب سنگ اشاره می کنند . اما مخالفان این نظریه معتقدند که این گودال ۳۰۰ هزار سال یا بیش از ۳۰۰ هزار سال قبل از انقراض دایناسورها ایجاد شده است . برخی هم معتقدند که چند برخورد شهاب سنگی مجزا موجب محو شدن دایناسور ها از روی زمین شده است (یعنی به جای یک برخورد بزرگ چندین برخورد موجب این پدیده شده است ) احتمالاً دانشمندان برای چند قرن آینده در مورد این موضوع به بحث خواهند پرداخت. حداقل تا زمانی که یک شهاب سنگ بزرگ به زمین برخورد کند و همه مارا از زمین محو کند .

۵) وقتی که در ۲۶ مارس سال ۲۰۰۳ کولبی ناوارو پشت کامپیوترش نشست ، اصلاً فکر نمی کرد که یک شهاب سنگ دارد می آید تا به سقف خانه ی او در پارک فارست ایلیونویز برخورد کند ، چاپگرش را خرد کند ، به دیوار برخورد کند و برگردد و نهایتاً در کنار قفسه ی بایگانی جا خوش کند . این سنگ حدوداً چهار اینچی (حدودا ۱۰ سانتی متر ) قسمتی از یک بارش شهابی بود که منطقه ی شیکاگو را هدف قرار داده و به حداقل ۶ خانه و ۳ اتومبیل صدمه زده بود . دانشمندان می گویند که قبل از آن که این سنگ بزرگ چند تکه شود ، احتمالاً به اندازه ی یک خودرو بوده است . باید خدا را به خاطر این الطافش شکر کرد .

شهاب سنگ ها همیشه تکه های بزرگی از سنگ نیستند .

۶) شهاب سنگ هوبا که در مزرعه ای در نامیبیا در سال ۱۹۲۰ یافت شد ،سنگین ترین شهاب سنگی است که تا کنون یافت شده است.این سنگ که حدود ۶۶تن وزن داشت ،ظاهراً ۸۰ هزار سال قبل در این مکان افتاده است .علی رغم چثه عظیم این سنگ هیچ گونه گودالی برجای نگذاشته است که این باعث شده تا دانشمندان به این نتیجه برسند که این سنگ با زاویه ای کم وطولانی وارد جو زمین شده است.برطبق گزارش ها این سنگ تاسال ۱۹۲۰ همچنان نامکشوف بود تا این که یک کشاورز گاو آهنش به آن برخورد کرد. با گذشت سال ها ،فرسایش وتخریب ونمونه برداری های علمی این سنگ را به ۶۰ تن رساند ،اما در سال ۱۹۵۵ دولت نامیبیا این سنگ را به عنوان یک اثر ملی شناخت و هم اکنون این سنگ یک جاذبه توریستی معروف است.

۷) در شب کریسمس سال۱۹۶۵ بزرگترین شهاب سنگ بریتانیا هزاران تکه را به صورت بارش شهابی برروی شهر بارون در لستر شیر فرستاد . موزه ها سریعاً شروع به پیشنهاد پول در قبال دریافت تکه های شهاب سنگ کردند وموجب شدند که شهر آرام قبلی پر از شکارچیان شهاب سنگ وماجراجویان از سراسر جهان شوند. در دهه های بعد این اثر طبیعی ادامه یافت تا موجب شیفتگی مشتاقان شهاب سنگ شود وهم اکنون می توان تکه های شهاب سنگ را به صورت اینترنتی خرید.

۸) اگر به خاطر شهاب سنگ ۱۶۰ فوتی (حدوداً ۵۰ متری ) که ۵۰ هزار سال پیش در کویر شمالی فرود آمد نبود، شاید الآن آریزونا چیزی برای گفتن نداشت . این شهاب سنگ گودالی به عرض ۱ مایل (۱۶۱۰متر) وعمق۱۷۰ فوت(حدوداً ۱۷۴ متر) ایجاد کرد. امروزه این مکان به نام گودال بارینریا یا گودال شهاب شناخته می شود که یک مکان توریستی معروف به حساب می آید.دانشمندان معتقدندکه شهاب سنگی که این گودال را بوجود آورده ،با سرعت ۲۸۶۰۰مایل بر ساعت (حدود۴۶ هزار کیلومتر برساعت) با زمین برخورد کرده است . این برخورد انفجاری ۱۵۰ مرتبه قوی تر از انفجار اتمی هیروشیما ایجاد کرده است.احتمالاً خود شهاب سنگ درطی انفجار ذوب شده است وغباری از نیکل وآهن گداخته در محیط اطراف پراکنده کرده است .

۹) رد فورت دام در آفزیقای جنوبی محل بزرگترین گودال ناشی از برخورد روی زمین است با ۱۸۶ مایل (۳۰۰ کیلومتر عرض). وقتی که در حدود ۲ میلیارد سال قبل این گودال بوجود آمد گودال chixulub در مکزیک در مقایسه با ان بیشتر شبیه یک جوجه شد.امروز گودال اصلی که توسط یک شهاب سنگ ۶ مایلی ایجاد شده است ، دچار فرسایش شده است اماچیزی که باقی مانده است گنبدی است که بوسیله فروریختن دیوار های گودال به وجود آمده است. این فرو ریزی دیوار ها موجب حرکت روبه بالای سنگ ها ی گرانیت از مرکز محل برخورد شهاب سنگ شده است (وگنبد را بوجود آورده است).

۱۰) دومین شهاب سنگ بزرگ پس رد فورت دام، ساد بری بیسین است که گودالی به ابعاد ۴۰ مایل (۶۴کیلومتر) طول ،۱۶ مایل (۲۶ کیلومتر) عرض و۹ مایل (چهارده کیلومتر) عمق دارد .این گودال بوسیله برخورد یک شهاب سنگ عظیم الجثه که یک میلیارد وهشتصد وپنجاه میلیون سال قبل به زمین برخورد کرده است ،بوجود آمده است . این گودال که در استان انتاریو در کانادا قرار دارد در واقع محل زندگی حدود ۱۶۲ هزار نفر است. درسال ۱۸۹۱ شرکت مس کانادا شروع به استخراج مس از بیسین کرد، اما به زودی معلوم شد که این گودال علاوه بر مس ،نیکل هم دارد که ارزشمند تر از مس است. این موجب شد تا معدنچی ها روش کاررا تغییر دادند. امروزه شرکت بین المللی نیکل ، از بیسین ومعادن آن ۱۰ درصد کل نیاز نیکل جهان را تأمین می کند.

 

() نظرات

 

داستان کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: داستان کوتاه، 

 

 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

 

 

 یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

 

  

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

 

  

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

 

  

یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!

 

 

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!

 

  

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

 

  

یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!

 

 

یک تقویت کننده  فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!

 

 

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

   


جمله روز :  آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند . جرج برناردشاو

 

() نظرات

 

داستان کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی

 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی: 
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری
!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

 
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!
 

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
 

لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد
.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است

و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست

 


مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.

 - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟

- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:

"برای این یکی اوضاع فرق کرد…
!"

 

 


مایكل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسیر همیشگی شروع به كار كرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یك مرد با هیكل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..

او در حالی كه به مایكل زل زده بود گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایكل كه تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیكلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...

این اتفاق كه به كابوسی برای مایكل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایكل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل كند و باید با او برخورد می كرد. اما چطوری از پس آن هیكل بر می آمد؟ بنابراین در چند كلاس بدنسازی، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پایان تابستان، مایكل به اندازه كافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا كرده بود.

بنابراین روز بعدی كه مرد هیكلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!»

مایكل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»

مرد هیكلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیكل كارت استفاده رایگان داره.»

پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید كه آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر!

  

جمله روز :  کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند . گوته

 

() نظرات

 

بیماری آنفلوانزا چیست؟

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: مطالب آموزنده، 

 

 

بیماری آنفلوانزا چیست؟

آنفلوانزا عبارت است از یک عفونت تنفسی مسری و شایع که در اثر یک ویروس ایجاد می‌شود. مدت زمان شروع علائم از زمان وارد شدن ویروس به بدن 24 تا 48 ساعت است که با تب، سردرد، درد عضلانی، تعریق، آبریزش بینی، گلودرد و سرفه تظاهر می‌کند. سرفه اغلب شدید و برای مدتی ادامه می‌یابد ولی سایر نشانه‌های بیماری بعد از 2 تا 7 روز خودبه‌خود بهبود پیدا می‌کند. سه نوع ویروس اصلی آنفلوانزا وجود دارد (A, B, C  )، اما این ویروس‌ها توانایی تغییر به انواع گونانگونی را دارند. شیوع ناگهانی انواع مختلف آنفلوانزا تقریباً هر زمستان رخ می‌دهد و شدت آن‌ها متفاوت است. آنفلوانزا هم در مرد و هم زن، در تمام سنین به غیر از دوران شیرخوارگی دیده می‌شود.

آنفلوانزا نوع  A یک بیماری تنفسی و ناشی از ویروس آنفلوانزای نوع A  است که باعث شیوع آنفلوانزا در میان خوک‌ها می‌شود. این نوع جدید ویروس آنفلوانزای خوکی، ترکیبی از ویروس‌های آنفلوانزای خوکی، آنفلوانزای انسانی و آنفلوانزای حاد پرندگان است.

علائم بیماری

علائم این نوع جدید آنفلوانزا در میان انسان‌ها به آنفلوانزای فصلی شباهت دارد. این علائم شامل تب، سرفه، گلودرد، سردرد، احساس سرما و خستگی می‌باشد. برخی از افراد نیز پس از مبتلا شدن به این بیماری دچار اسهال و استفراغ می‌شوند. به علت این شباهت‌ها پزشکان قادر به تشخیص قطعی آنفلوانزا خوکی نیستند، و تشخیص قطعی آن فقط با انجام تست آزمایشگاهی ممکن است.

چهار علامت اصلی: تب بالای 38 درجه، سردرد، گلودرد و سینه‌درد و سرفه از علائم اصلی این بیماری هستند اگر کسی 2 تا 3 علامت ذکر شده را داشته باشد مشکوک به بیماری آنفلوانزای نوع آ است. اسهال، استفراغ، تهوع، کوفتگی عضلات، عطسه، و آبریزش بینی از علائم فرعی این بیماری است که چنانچه با 2 تا 3 علامت اصلی همراه باشد فرد مشکوک به این بیماری است.

پیشگیری از ابتلا و شیوع آنفلوانزای نوع آ

آنفلوانزای نوع آ از راه سرفه، عطسه و تماس با اشیاع آلوده به ویروس و تماس دست آلوده با دهان و بینی یا چشم منتقل می‌شود. ویروس از راه‌ فرآورده‌های خوکی و خوردن گوشت خوک منتقل نمی‌شود. آنفلوانزای خوکی بیشترین سرایت‌پذیری را در 5 روز اول بیماری دارد که در بچگی این دوره انتقال تا 10 روز هم می‌تواند طول بکشد. تشخیص بیماری با نمونه‌گیری در این 5 روز میسر است.

چند توصیه جدی به همراه موارد عملی برای جلوگیری از شیوع بیماری آنفلوانزای نوع آ

پیشگیری از ابتلا با رعایت دستورات پیشگیری از آنفلوانزا میسر است. این موارد عبارتند از:

· دست‌های خود را مرتب بشویید. زیرا ذرات و قطرات کوچک ناشی از سرفه و عطسه بیماری را منتقل می‌کنند. این ذرات به دست‌های ما منتقل می‌شوند و بعد هر چیزی را که ما لمس کنیم، آلوده می‌شود.

راه صحیح دست شستن: به غیر از شت و روی دست‌ها و انگشتان، زیر ناخن‌ها، بین انگشتان و دور مچ‌ها را به مدت کافی با آب‌گرم یا داغ کف‌مالی کنید و بعد خوب بشویید. دست‌های خود را نه‌تنها قبل از غذا خوردن و بعد از دستشویی رفتن، بلکه بعد از استفاده از حوله و پوشاندن دهان بعد از سرفه و عطسه بشویید. بدون تردید تعداد دفعات خیلی زیاد می‌شود. درست مثل زمانی که اگر شما در اورژانس یا اتاق عمل مشغول کار باشید.

· پوشاندن دهان و بینی با دستمالی تمیز در هنگام سرفه یا عطسه کردن، دور انداختن دستمال استفاده شده در سطل زباله و شستن دست‌ها با صابون و آب گرم و یا استفاده از مواد ضدعفونی‌کننده مخصوص دست از موارد مهمی است که می‌تواند از همه‌‌گیر شدن این بیماری پیشگیری کند. در ضمن اجسام صاف مثل سکه بیشتر از اجسام زبر و منفذدار مثل کاغذ ویروس را منتقل می‌کنند.

· ضدعفونی سطوح داخلی خانه با محلول‌های حاوی کلر در کاهش احتمال انتقال بیماری موثر است.

· از تماس نزدیک با انسان‌هایی که آلوده هستند بپرهیزید.

· از دست زدن به اشیا و سطوحی که ممکن است آلوده باشند، مخصوصاً در اماکن عمومی بپرهیزید (مانند کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌ها، دستگیره، درب وسایل حمل‌و نقل عمومی، نرده‌ها و ...)

· درصورتی که خود مشکوک به ابتلا به آنفلوانزا هستید، حتماً هنگام عطسه و سرفه جلوی دهان و بینی خود را بگیرید. اگر دستمال به همراه ندارید، هنگام عطسه یا سرفه قسمت داخلی آرنج خود را در برابر دهان و بینی بگیرید تا دستانتان آلوده نشوند.

· هر فردی که دچار علائم شبه‌ آنفلوانزا شامل تب ناگهانی، سرفه و درد‌های عضلانی شد باید از رفتن به سرکار و استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی پرهیز کرده و سریعاً به پزشک مراجعه کند.

· در فصول سر سال به منظور پیشگیری از ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوانزا تا آنجا که ممکن است باید از دست دادن با دیگران خصوصاً روبوسی خودداری کرد.

· در صورت تماس با فرد مبتلا به آنفلوانزا باید دست‌ها را مرتباً با آب و صابون بشوییم، از تماس دست با چشم، بینی و دهان خودداری کنیم و حداقل یک متر با فرد بیمار فاصله بگیریم.

· افرادی که مراقبت از بیمارا مبتلا به آنفلوانزا را عهده‌دار می‌باشند علاوه بر رعایت اصول بهداشت فردی باید از ماسک نیز استفاده نمایند.

· طبق توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی بیماران باید ضمن استراحت بیمار، مایعات فراوان مصرف کنند و ضمن آگاه کردن افرائ خانواده و فامیل از بیماری خود، باید با دیدن علائم بیماری نظیر تنگی نفس، ضعف و خستگی شدید، سردرد و سرگیجه شدید، استفراغ و تهوع غیر قابل کنترل و ... بلافاصله به پزشک مراجعه کنند.

· افراد مبتلا به آنفلوانزا به‌منظور جلوگیری از سرایت بیماری به سایرین باید هنگام سرفه و عطسه با دستمال کاغذی جلوی دهان و بینی خود را بگیرند و پس از هر بار مصرف آن را دور بیندازند، در صورت نیاز به تماس با دیگران از ماسک استفاده کنند، دست‌ها را خصوصاً پس از سرفه و عطسه با آب و صابون بشویید و تا یک هفته پس از شروع بیماری در منزل بمانند و از رفتن به محل کار خودداری کنند.

· افرادی که بیمار نیستند نیاز به ماسک ندارند. تنها افرادی که از بیماران مراقبت می‌کنند باید از ماسک استفاده کنند. همچنین بیمارانی که مجبور به مسافرت هستند و یا با سایر افراد در تماس می‌باشند بایستی از ماسک استفاده نمایند.

افراد در معرض خطر بیماری آنفلوانزای نوع آ

افراد بالای 65 سال، بچه‌های زیر 5 سال، خانم‌های حامله به علت اینکه در 3 ماهه دوم و سوم حاملگی سیستم ایمنی ضعیفی دارند، افراد دچار نقص سیستم ایمنی (ایدز) و افراد مبتلا به بیماری‌‌های مزمن مانند آسم، دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی از جمله این افراد هستن که چنانچه با علائم اصلی و فردی همراه باشند باید سریعاً به پزشک مراجعه کنند.

 

 گردآورنده: نگین عقیلی  ، مشاور تغذیه و رژیم ‌درمانی

 

() نظرات

 

داستانه کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی

 

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید.

باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. 
مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم....


قدری پایین تر آمد.
وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.


وقتی كمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.


وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یك غلطی كردیم، غلط زیادی كه جریمه ندارد!!!

كتاب كوچه احمد شاملو  


جمله روز :  وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلند تر فریاد می زنیم . اریک هافر

 

() نظرات

 

داستان های کوتاه

نویسنده: مهدی کمالی موضوع: داستان کوتاه، 

 

یكی از كشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب كارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نكته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌كرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

كنجكاویشان بیش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

كشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات باروركننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و كیفیت محصول‌های مرا خراب نكند!»

همین تشخیص درست و صحیح كشاورز، توفیق كامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.

گاهی اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كیفیت و سطح آنها، كاری كنیم كه از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم


 

مشتری خود را بشناسید

یكی از نمایندگان فروش شركت كوكاكولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: «چرا در كشورهای عربی و فارسی موفق نشدی؟»

وی جواب داد: «هنگامی كه من به آنجا رسیدم مطمئن بودم كه می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشكلی كه داشتم این بود كه من عربی و فارسی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم كه پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی كردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد كه خسته و كوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی كه در حال نوشیدن كوكا كولا بود را نشان می داد.

پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.

پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به كار آمد؟»

وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربهاو فارسها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.»

قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام بشود.


 

می گویند در زمانهای دور پسری بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش كار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به كلیسایی در نزدیكی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگی كه در حیاط كلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از كنار كلیسا عبور كرد و پسرك را دید كه به این تكه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حیاط كلیسا می آید و به این تكه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

شاهزاده دلش برای پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جای بیكار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود كاری دست و پا كنی و آینده خود را بسازی.»

پسرك در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محكم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ یك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای كه هنوز هم جزو شاهكارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید. نام آن پسر «میكل آنژ» بود!

قبل از شروع هر کار فیزیکی بهتر است که به اندازه لازم در موردش فکر کرد. حتی اگر زمان زیادی بگیرد.  

 


جمله روز :  خوب گوش کردن را یاد بگیر، گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند

 

() نظرات