بزرگترین سایت تفریحی ایران/گروه سرگرمی دوستان - مطالب مهدی کمالی

WWW.2STAN.IR

سرگرمی و تفریح
در سایت های گروه تفریح و سرگرمی دوستان بروزترین سایت تفریحی ایران
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات

تبلیغات

نظر سنجی

نظر شما درمورد قالب و امکانات جدید سایت چیه؟







تصویر روز


 

امکانات دیگر

تبلیغات پیامکی Get our toolbar!

 

تقویم

پشتیبانی آنلاین

 
 

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


 

لینک دوستان

سایت تفریحی البرز پاتوق
  اردوگاه فارسی زبانان
  اشپزی ایران کوک
  به روزترین سایت دانلود همه چیز
  شوشتر -- سایت اطلاع رسانی و گردشگری شوشتر
  امام حسن مجتبی ( ع )
  خدمات رایگان وب
  عكس های داغ داغ روز
  ₪₪تفریح و دانلود و آموزش₪₪
  ارتش آبی
  فوتبال برتر
  "واو عجب چیزایی"
  بهترین ها را از ما بخواهید
  بروزترین سایت دانلود نرم افزار
  بزرگترین شهر اموزش ایرانی بدون محدودیت موضوعی
  بزرگترین سایت تفریحی ایران
  ๑۩۞۩๑ دانلود رایگان برنامه های موبایل و کامپیوتر ๑۩۞۩๑
  ๑۩۞۩๑ جدیدترین موزیکهای ایرانی و خارجی ๑۩۞۩๑
  (بزرگترین پایگاه آموزش وسرگرمی ایرانیان)
  مرجع دانلود
  مركز دانلود موزیكهای روز - ♫ ♪ ♫ ♪ libramusic ♫ ♪ ♫ ♪
  فوتبال . سینا
  .:: مطالب داغ و جالب از سراسر وب ::.
  مرجع تصاویر دکتر احمدی نژاد
  (احمدی نژاد = جومونگ)
  ((هر چی از هر کی))
  شمیران دانلود
  وبلاگ
  پیکس ایران | جالبترین مطالب دنیای اینترنت
  نسیم دریا
  .::دانلود جدیدترین نرم افزارها::.
  (( جدید ترین عکس و آهنگ))
  ๑۩۞۩๑ جدیدترین موزیکهای ایرانی و خارجی ๑۩۞۩๑
  سایت رسمی مجتمع آموزشی شهید بهشتی هامبورگ
  سایت سرگرمی و تفریحی شیرازی ها
  کسب درآمد از سایت های اینترنتی
  ***دانسته های رایانه ای***
  (مستند فقر و فحشا)
  : .::عکس های عاشقانه خفن-آهنگ و شعر::.
  فروشگاه اینترنتی ارومیه
  مركز دانلود موزیكهای روز لیبرا
  پسران گنبدی
  --- -::: هیئت علمدار شهرستان شوشتر :::- ---
  سایت بزرگ موبایل
  بزرگترین مرجع دانلود ایرانیان
 

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
| نویسنده: مهدی کمالی

سنگ قبر فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه و موسس آسایشگاه سالمندان کهریزک در قبرستان ابن بابویه شکسته و در میان تلی از خاک رها شده است به طوریکه اکنون فضای اطراف آن به محلی برای حضور معتادان تبدیل شده است.
مهر: اشرف الملوک فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه در سال 1304 ه‍جری قمری متولد شد. فخرالدوله به عنوان بانویی مؤمن، با کفایت و نیکوکار مشهور است. او از ثروت خود در امور خیریه فروگذاری نکرد. از جمله کارهای مهم او تاسیس آسایشگاه سالمندان در املاک موروثی‌اش واقع در کهریزک است که امروزه جزو بزرگترین مؤسسات یاری رسانی به مصدومان، از کار افتادگان و سالمندان به شمار می‌رود.





او در اواخر دوره قاجار و در گیر و دار اقدامات سردار سپه، در حدود 78 دختر و پسر یتیم را تحت پوشش قرار داد و به همراه جمعی از زنان خیر در اطراف پرورشگاه که بعدها بنگاه خیریه بانوان نیکوکار نامیده شد از دختران و پسران نگهداری می‌کرد.

فخرالدوله در 25 دیماه 1334 ه‍جری شمسی در سن 73 سالگی در تهران درگذشت و در ابن‌بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.





اکنون محل دفن این بانو در وضعیت بسیار نابه سامانی قرار دارد به نحوی که قبر وی در میان خرابه های اطراف پنهان مانده است. همچنین درست در زیر زمین این محوطه، فضایی خالی وجود دارد که  این مکان را به محلی دنج برای حضور معتادان تبدیل کرده است!





از سوی دیگر نه تنها به محل دفن این بانو بی اعتنایی شده است بلکه بسیاری از یادگارهای دیگر او از جمله مسجد فخرآباد نیز در شرایط نابه سامانی قرار دارد به طوری که در کنار این مسجد مجتمع تجاری عظیمی درحال ساخت است که با تکمیل آن، گنبد این مسجد ثبت شده در فهرست آثار ملی در حصار پاساژ گم می شود.

اما در کنار قبر فخرالدوله، قبر محمد حسین خان امینی ملقب به امین الدوله نیز وجود دارد و کمی آن طرف تر نیز قبری است که مشخص نیست از آن چه کسی بوده چون مدتی است که سنگ مرمر آن به سرقت رفته است!


موضوع: اخبار ورزشی روز | نویسنده: مهدی کمالی
به گزارش بی باک، درحالی که هنوز هیچ یک از پرسپولیسی ها به عیادت کاشانی نرفتند، فتح الله زاده پیش دستی کرده و در روزهایی که جنگ کلامی مداومی را با رویانیان، مدیر پرسپولیس دارد، به او با این حرکت خود پاتک زده است.





موضوع: اخبار موضوع: مطالب جالب | نویسنده: مهدی کمالی

آخرین نیوز: در فرم جشن تکلیف یک مدرسه، هزینه چادر (قد 150) 17 هزار تومان، چادر (قد 165) 18 هزار تومان، عکس 2 هزار تومان، قاب عکس 2 هزار تومان، سی‌دی جشن 5 هزار تومان، کرایه ماشین 2 هزار تومان، غذا 4 هزار تومان، پذیرایی 1500 تومان و ورودی 1500 تومان عنوان شده است.

به گزارش فارس، مدت‌هاست که بسیاری از خانواده‌ها از اخذ اجباری وجه در مدارس گلایه دارند و این موضوع توسط رسانه‌های مختلف و حتی در دیدارهای حضوری به گوش مسئولان رسیده است اما انگار قرار نیست این ماجرا خاتمه یابد و قرار است هر روز فصل جدیدی از اخذ اجباری وجه در مدارس باز شود.

جشن
 تکلیف

 

 

یکی از این جریان‌های جدید، هزینه جشن تکلیف است؛ جشنی که سال‌هاست مدارس برای دانش‌آموزان و به خصوص دانش‌آموزان دختر برگزار می‌‌کنند.

 

دانش‌آموزی که به سنّ تکلیف می‌رسد، باید دستورهای دینی را انجام دهد، به واجبات عمل کرده و از محرّمات پرهیز کند؛ جشن بالغ شدن، جشن با عظمت و شیرینی است اما این روزها برخی مدارس آنقدر به ظواهر و مسائل مادی توجه کرده‌اند که دانش‌آموزان، دلشکسته شده‌اند و نمی‌دانند جشن تکلیف، عکس و فیلم نیست.

 

یکی از این موارد در یک مدرسه دخترانه شهر تهران اتفاق افتاده است؛ این مدرسه برای جشن تکلیف دانش‌آموزان دختر، فهرست هزینه‌ها را طی فرمی به والدین دانش‌آموزان داده است.

 

در این فرم هزینه چادر (قد 150) 17 هزار تومان، چادر (قد 165) 18 هزار تومان، عکس 2 هزار تومان، قاب عکس 2 هزار تومان، سی‌دی جشن 5 هزار تومان، کرایه ماشین 2 هزار تومان، غذا 4 هزار تومان، پذیرایی 1500 تومان و ورودی 1500 تومان عنوان شده است.

 

در این فرم آمده است که هزینه‌های مربوط به کرایه ماشین، ورودی و ناهار باید پرداخت شود و هزینه‌های موارد دیگر اختیاری است.

 

مادر یکی از دانش‌آموزان این مدرسه می‌گوید: در نظر داشتم چادری که در خانه داشتم را مناسب با قد فرزندم آماده کنم اما مدرسه می‌گوید که در این صورت بچه‌ها هم‌شکل نیستند ضمن اینکه فضایی در مدرسه ایجاد شده است که فرزندم نیز دوست دارد، چادرهایی که مدرسه تهیه می‌کند را داشته باشد.

 

وی ادامه می‌دهد: در فرم مدرسه آمده است که فقط هزینه کرایه ماشین، ورودی و ناهار اجباری است؛ شما خودتان بگویید مگر می‌شود دانش‌آموزان یکی در میان پذیرایی شوند؛ از آنکه پول داده است، پذیرایی شود، دیگری پذیرایی نشود.

 

به گزارش توانا، واقعاً مدارس در چه مکانی و به چه قیمتی می‌خواهند جشن تکلیف دانش‌آموزان را برگزار کنند، آیا در مسجد نزدیک مدرسه امکان برگزاری مراسم وجود ندارد یا در داخل مدرسه نمی‌توان جشنی برای دانش‌آموزان برگزار کرد؟



موضوع: مطالب جالب | نویسنده: مهدی کمالی
نظرش درباره اطرافیان او:« اطرافیانش؟ نمی گذارند او کارش را بکند دیگر.» و این همان جمله ای است که مدام همه منتقدان اصولگرای دولت هم به زبان می آورند . جریان نزدیکانی که سیاسی تر ها حتی برایش اسم هم انتخاب کرده اند و« انحرافی » می خوانندش. این پیرمرد اما اطرافیان رئیس جمهور را همان هایی می داند که نگذاشتند پولهایش را بگیرد.

خبرآنلاین:  این روایت پیرمردی ست که خود را در این سن یک فدایی می داند برای رئیس جمهورش . مردی که حتما عکس بوسه احمدی نژاد بر شانه اش را در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 88 دیده اید. در آن پوستری که با فونتی درشت بر رویش نوشته شده بود:« دکتر محمود احمدی نژاد؛ مردی از جنس مردم»

این قصه پیرمرد صیاد است که رفت به ملاقات رئیس جمهور . او که عمرش را در دریا گذرانده برای صید ماهی. مردی که خود را صاحب سابقه مبارزاتی هم می داند ؛« تمام شهربانی مازندران دنبالم بود اما نمی توانستند بگیرندم. اسمم را در روزنامه ها هم زده بودند. » مرد سالخورده از سال های دور قبل از انقلاب می گوید از روزگار جوانی ؛ از نیمه شب هایی که سوار بر قایق چوبی پارویی باید دور از گزمه های حفاظت دریا ، ساعت ها پارو می زده تا برسد به تورهای صیادی صیادان شیلات و ماهی های خاویاری اش را قبل از رسیدن صیادان با خود ببرد برای امرار معاش؛ «من زندگی ام ماهی گیری بوده. به زور می گفتند شما حق ماهیگیری ندارید. برای همین یواشکی می رفتیم به دریا برای صید. آنها هم اسمم را داده بودند به شهربانی...»

سال ها از ایام صیادی گذشته و او مدتهاست که تمام دنیایش شده جنگ با بیماری های مختلف پیری و دکه کوچک وسط بازار ماهی فروش ها . کسب و کاری که چون دریایش دیگر ماهی برای صید ندارد ، باید تغییر کند به مرکز فروش ترشی و ماست کیسه ای.

جمعه ؛ 2 دی ماه 1390 و درست در ساعات پس از اذان ظهر ، اینجا بازار ماهی فروش های بابلسر است. جایی که پیرمرد ، چند روزی است دکه ماهی فروشی اش را تبدیل کرده به مرکز فروش ترشی و ماست کیسه ای . روبرویش ایستادیم. می خواهیم درخواست مصاحبه از او کنیم اما هم پاتوقی هایش می گویند احتیاط کنید چون حاجی کمی جوشی است! کسبه بازار برای اینکه سر به سرش بگذارند ، گاهی چیزی درباره رئیس جمهور می گویند و پیرمرد هم با چوب ، دنبال شان می کند یا ناسزایی می گوید و نفرینی میکند. برای حرف زدن درباره رئیس جمهور اما همیشه آماده است. حتی اگر وعده داده شده از سوی احمدی نژاد درباره اش اجرا نشده باشد.
این گفت و گو از معرفی اش شروع می شود:« اسم من عبادالله عیسی خانی است و 80 ... 87 سال سن دارم.» این را می گوید و می سد درباره قصه ملاقات با احمدی نژاد؛« بابلسر آمد با طیاره ، پارکینگ یک . فکر کنم 6 یا 7 سالی می شود.»

پارکینگ یک ؛ بابلسر بلواری ساحلی دارد که 9 ورودی دریایش را محلی ها از پارکینگ یک تا 9 ، می نامند. در پارکینگ یک ؛ زمین فوتبالی است که سکو ندارد و تنها ورزشگاه شهر محسوب می شود. جایی که معمولا مهمانان ویژه برای سخنرانی از بالکن اداره تربیت بدنی اش استفاده می کنند و مردم در زمینش می ایستند. قبل از احمدی نژاد ، سال های سال قبل یعنی اواخر سال 74 بود که یکبار آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوره دوم ریاست جمهوری اش به این شهر رفت.

از چند روز قبل این دیدار ، شهر به ولوله افتاده بود و خیابان پر چاله بولوار ساحلی برای این دیدار ، آسفالت شد و تمام شهر آن روز تعطیل بود و مردم همه جمع شده بودن برای دیدن رئیس جمهور. آن روز البته هاشمی سوار بر هلی کوپتر آمد و اصلا آن خیابان تازه آسفالت شده را ندید . درست مثل محمود احمدی نژاد که او هم سوار بر هلی کوپتر آمد سخنرانی اش را کرد و رفت !
دیدار پیرمرد با رئیس جمهور یک سالی بعد از شروع ریاست جمهوری او بوده . دیداری در سال 1385 در دور اول سفرهای استانی. اما آیا پیش از این هم او به احمدی نژاد رای داده بود؟ مثلا در دور اول انتخابات ریاست جمهوری؟؛« از اول تا آخر به احمدی نژاد رای دادم.» می گوید ، لبخندی می زند و تاکید می کند از اول تا آخر و بعد دوباره ادامه می دهد:« رای دادم؟ اینجا همه عکس های من زده است. همه می دانند. همه جا را عکس های احمدی نژاد زده بودم .» و بعد آلبومش را نشان می دهد. عکس هایی که گرفته با پوسترهای خودش و احمدی نژاد.

چرا احمدی نژاد را دوست دارد؟ پاسخش این است:« چون فقیر دوست است.» او با احمدی نژاد حرف زده و از رئیس جمهور کمک خواسته. این شروع روایتش است از آن دیدار:« 6 میلیون به من پول دادند ؛ 100 تومن دستم رو گرفت . 10 میلیون به من پول دادند ؛ یک میلیون دستم را گرفت.

الان هم دارم ماهی 30 هزار تومان قسط می دهم.» حرف هایش را لحظه ای بعد یکی از کاسب های بازار شرح می دهد:« بار اول احمدی نژاد برایش 6 میلیون در نظر گرفته اما فقط 100 هزار تومان پول به او دادند. بار بعد رئیس جمهور گفته 10 میلیون به او بدهند اما فقط یک میلیون پول به او دادند. » و دوباره نوبت خود پیرمرد است که پاسخ بدهد. اینکه این پول ها را چه کسی نگذاشته به دستش برسد. ابتدا سئوال را متوجه نمی شود و می گوید:« احمدی نژاد دیگر . به او نامه دادم که کمکم کند .من به او گفتم مریضم. مریض هم بودم و الان هم هستم. تومور در مغزم بود.» با دست سرش را نشان می دهد. سئوال اما درباره اینکه چه کسی گفته به او پول بدهد نبوده ، در این باره بوده که چه کسی نگذاشته این پول ها را به او بدهند که در پاسخش با لهجه غلیظ مازندرانی می گوید:« خوردند دیگر من چه می دانم چه کسی این پول را خورد من مریض بودم. رفتم پیش رئیس جمهور ، گفتم مریضم و او گفت غصه نخور هرچه پول درمانت بشود را می دهیم.

برو هرچه درد داری برای درمانت پول می خواهی برایت می فرستیم بیاید. 6 میلیون قرض داشتم ، هنوز هم دارم . الان هم 6 میلیون زیر قرضم. او به من گفت چون مریض هستی ، کمکت می کنیم. آن روز که پیش رئیس جمهور رفتم خیلی شلوغ بود به سختی به او رسیدم. او گفت پول می دهد و نوشت 6 میلیون اما فقط 100 هزار تومانش را به من دادند. بعد هم نوشت 10 میلیون اما یک میلیونش را به من دادند.»

از او درباره کسب و کارش می پرسیم. درباره ترشی فروشی اش که انگار علاقه ای به این کار ندارد:« من 70 سال در کار ماهی بودم. من بچه تبریزم اما 70 سال است آمدم اینجا و کارم ماهی است.» اینکه اصالتی تبریزی داشته باشد با این لهجه مازندرانی ، دور از ذهن است اما پیرمرد می گوید:« ترکی بلدی بیا ترکی حرف بزنیم تا ببینی تبریزی هستم.»

گذشتن از صف محافظان رئیس جمهور در این روزهای شلوغ کاری بس دشوار است. پیرمرد بیمار ؛ چطور خودش را به احمدی نژاد رسانده بود؟ این پرسشی مهم است که او در پاسخش می گوید:« قبل از اینکه از پله ها برود روی سن ، جلویش را گرفتم و گفتم مریضم. پول ندارم ، کمکم کنید او هم گفت کمکم می کند. رفتم جلو و به محافظان گفتم بیایید بگردید . من که چیزی ندارم. نه چاقو نه پنجه بوکس. این کتم و لباس هایم بیایید بگردید. بعد هم رفتم پیش احمدی نژاد.»

چرا کمک های رئیس جمهور به پیرمرد نرسید؟ او می گوید:« دور و اطرافیانش ؛ این آقا نگذاشت ، آن آقا نگذاشت ، آن یکی آقا نگذاشت و حق مرا خوردند.»

پیرمرد البته هنوز هم رئیس جمهور را دوست دارد و می گوید:« دوستش دارم چون فقیر دوست است. برای انتخابات ، همه این بازار را پر کرده بودم از پوسترهایش. وقتی رای آورد برای هم بازار شیرینی پخش کردم ، شیرینی دادم.»

پیرمرد حتی با اینکه قانون می گوید یک رئیس جمهور تنها دو دوره متوالی می تواند مرد اول دولت باشد ، امید به ماندن احمدی نژاد در راس دولت دارد؛« انشاالله باز هم رئیس جمهور می شود. امید داشته باش ، حتما همانی می شود که می خواهی. امیدت که به خدا باشد ، می شود . اول به خدا بعد به ائمه(ع) و قرآن . »

به نظرش آیا کسی مثل احمدی نژاد باز هم می آید ؟ ؛« من که چشمم آب نمی خورد» و این پاسخ صریح پیرمرد است. و البته نظرش درباره اطرافیان او:« اطرافیانش؟ نمی گذارند او کارش را بکند دیگر.» و این همان جمله ای است که مدام همه منتقدان اصولگرای دولت هم به زبان می آورند . جریان نزدیکانی که سیاسی تر ها حتی برایش اسم هم انتخاب کرده اند و« انحرافی » می خوانندش. این پیرمرد اما اطرافیان رئیس جمهور را همان هایی می داند که نگذاشتند پولهایش را بگیرد.

او که همه شهرتش را مدیون دیدارش با رئیس جمهور است آیا از اینکه مردان تیم تبلیغاتی احمدی نژاد از عکسش در انتخابات استفاده کردند، رضایت دارد؟ او می گوید:« چرا راضی نباشم؟ عکس من همه جای دنیا رفت. از آمریکا ، شوروی ، ژاپن و مشهد. همه جا مرا می شناسند. چرا ناراحت باشم؟ پوسترهای بزرگم را همه جا زدند و همه دیدند.»

و این قصه پیرمردی بود که رئیس جمهورش را دوست دارد. پیرمردی ماهی فروش که حالا کارش شده فروختن سیرترشی و ماست کیسه ای.



موضوع: اخبار موضوع: مطالب جالب | نویسنده: مهدی کمالی
علی کریمی این روزها به جز پرسپولیس، به دنبال انجام کارهای تجاری اش هم هست. ویلاسازی در مناطق خوش آب و هوا، فقط یکی از این دغدغه هاست.



موضوع: مطالب جالب | نویسنده: مهدی کمالی

فارس سینما: الناز شاکردوست بازیگر موفق سینمای ایران در فیلم اینجا تاریک نیست گریمی بسیار جالبی را تجربه کرده است که برای اولین بار عکس آن را منتشر می کنیم.


 آپلود سنتر


الناز شاکردوست در قسمت هایی از این فیلم باید با گریم سنگین و خیلی متفاوت بازی می کرد.


فیلم سینمایی اینجا تاریک نیست اثری متفاوت از محمدرضا خاکی می باشد که به زودی اکران عمومی خواهد شد.





تعداد صفحات :460

 

تبلیغات پیامکیتبلیغات پیامکی