داغترین ماده ای که تا کنون در آزمایشگاهها ساخته شده است صدایی وهم آور به وجود می آورد. صدایی مشابه آوازی که شاید جهان هستی لحظاتی پس از انفجار بزرگ، زمانی که فضا دیگی جوشان از ماده بوده زمزمه می کرده است.
این ماده آزمایشگاهی توسط برخورد دهنده یون سنگین نسبیتی در آپتن، نیویورک ساخته شده است. این برخورد دهنده یونهای طلا را با یکدیگر برخورد داده و با شکستن اتمها، پروتونها و نوترونهای تشکیل دهنده آن، ذراتی ریزتر به نام کوارکها و گلونها را به وجود آورده است.
گلوله آتشینی که در نتیجه این برخورد به وجود می آید پلاسمای کوارک - گلون نام داشته و حرارتی برابر چندین تریلیون درجه دارد. این ماده وضعیتی را شبیه سازی می کند که جهان هستی در سن چند میلیونیوم از ثانیه آن را تجربه کرده است. با سرد شدن این توپ آتشین هر یک از کوارکها و گلونها با مجموعه ای از ذرات بزرگتر ترکیب می شوند.
محققان با استفاده از تحلیل محاسباتی که با استفاده از بیش از سه میلیون برخورد به دست آمده اند، توانستند جرم کلی این توپ آتشین و میزان نزدیکی اجزای تشکیل دهنده آن به یکدیگر را تعیین کنند.
دلیل صدای ناشی از این گلوله آتشین، نوسانات در جرم آن اعلام شده است. از این رو دانشمندان به مطالعه بر روی توزیع ذرات در طول دوره تشکیل پرداختند تا به چگونگی تغییرات صدا در این رویداد پی ببرند. محققان باید طول موج صدای ایجاد شده را برای شنیده شدن توسط گوش انسان 10 بیلیون بیلیون بار تشدید می کردند.
بر اساس گزارش نیوساینتیست، در صدای نهایی، درجه های پایین تر صدا با بزرگتر شدن گلوله آتشین بلندتر می شد و سرعت صدا بر اساس کاهش جرم ماده داغ تغییر می کرد. در میانه این رویداد نوسان در درجه های صدا، از ترکیب دوباره کوارکها و گلونها خبر می دهد تا به این شکل ذراتی از قبیل پروتونها و پیونها به وجود آیند.
سلام....
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.
خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است. پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.
سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.
میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.
و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.
و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...
و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!
و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد
و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!





