تبلیغات
بزرگترین سایت تفریحی ایران/گروه سرگرمی دوستان - مطالب جک روز
بزرگترین سایت تفریحی ایران/گروه سرگرمی دوستان
WWW.2STAN.IR,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

سایت تفریح و سرگرمی دوستان از سال 1387 با هدف تفریح سالم هموطنان و فارسی زبانان در فضای مجازی ایجاد گردید و تا کنون به فعالیت در این زمینه پرداخته است . امیدواریم شما بازدیدکنندگان عزیز اوقات خوشی را در سایت سرگرمی دوستان سپری کنید /.
در صورتی که تمایل به همکاری با سایت دوستان را دارید از طریق تماس با ما بالای سایت با ما در ارتباط باشید .

دامنه های ورودی:
www.2stan.ir
www.1500t.ir
img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

امکانات سایت

مطالب سایت

img img img
چهارشنبه 9 تیر 1389 ساعت 11:10 ق.ظ
 

151- به یك تركه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

152- تركه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یكی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!

153- تركه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به تركه میگه اسم توچیه؟! تركه اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!

154- تو جزیره آدم‌خورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاكی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو می‌كوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یكی مغز تركه،‌ باید 100 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!

155- تركه زمین میخوره، برای اینكه سه نشه تا خونه سینه خیز میره! 

156- یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه! 

157- تركه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!

158- تركه میخواسته زیردریایی آمریكاییا تو خلیج فارس رو غرق كنه، در میزنه فرار میكنه!

159- تركه میخواسته بره هر چی راهزنه اطراف تبریزه  دهنشون رو سرویس كنه. ملت هم میان هر كی یه چیزی براش میارن، یكی شمشیر میاره یكی خنجر میاره و حسابی مسلحش میكنن. خلاصه تركه راه میفته و بعد از یك هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی كار كردی؟ تركه پامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!

160- تركه به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین كار میكنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه، كار می‌كنه، كار نَمی‌كنه...!

161- به تركه میگن سه تا میوه نام ببركه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر كه میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه!

162- تركه میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره! 

163- تركه تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم! 

164- آوینی تو جنگ كشته‌میشه، به تركه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. تركه میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: كیه؟ تركه میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟! 

165- تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم! 

166- یارو تركه عرق میخوره می‌برنش كلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو می‌ده به یكی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر!‌ یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیكی میگه: برادر اكبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد كه كارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، تركه میگه: برادر‌ا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین! 

167- اواهه میخوره زمین، میگه: اِوا! تو هم جاذبه!

168- تركه با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم! 

169- تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای تركه می‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه! 

170- تركه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم! 

171- تركه میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم. تركه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم! 

172- تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، تركه تماشا می‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون میدن، تركه شاكی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش! 

174- تركه خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با كِش خودشو دار زده! 

175- یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟ تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده! 

176- تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. تركه میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. تركه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟! 

177- تركه میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس كی ظهور میكنی؟! 

178- یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ كنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من كه نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همكارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همكارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه كوفتیه!؟ اصلاً برو یكم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد! 

179- عربه میره مغازه با لهجه میگه:‌آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه:‌ داریم، ولی نه به این غلیظی! 

180- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. تركه میگه: پس من قطع میكنم دوباره میگیرم! 

181- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده! 

182- تركه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم كیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما تركین‌؟ میگه: از كجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. تركه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست كنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم كیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما تركین؟ میگه: اِاِا... از كجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله كه بانك شده! 

183- شیره‌ایه میخواسته تاكسی بگیره، ‌به یك تاكسی میگه: مُشتقیم! تاكسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من كه می‌خواستم اونجا پیاده شم!

184- تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. تركه میگه: مِریه؟ میگه: نه. تركه میگه: جاندارمریه؟

185- به تركه میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر كنید! 

186- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش كنه. تركه داد و بیداد می‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو! 

187- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند كفشش بازه. به كنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یك دقیقه این میله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم! 

188- تركه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود كه تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون دادیم. تركه میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم! 

189- تركه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی كه همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ تركه میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه كنم،‌ میدوه میره تو كوچه لخت میشه! 

190- یارو تركه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، تركه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد! 

191- عربه هی میگوزیده، بعدش یك لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك میشه! 

192- تركه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!

193- تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یك بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند كمتر، زندگی بهتر! 

194- تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم! 

195- دو تا تركه میرن یك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش میدند‌، بعد هم یكی یك ساندویچ از كیفشون درمیارند، ‌شروع می‌كنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. تركا یك نگاهی به هم می‌كنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌كنند! 

196- تركه 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یك ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میكنه. همون وقت یك بابای دیگه‌ای داشته یك پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

197- تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه! 

198- تركه كفترشو گم میكنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!

199- كرده تو كردستان پونزده نفرو می‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم میشه. می‌گیرن شلوارشو درمیارن،‌ پاش استرچ می‌كنند! 

200- سیاه پوسته میگوزه، زنش تا یه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میكرده

پنجشنبه 9 مهر 1388 ساعت 10:53 ق.ظ
ایرانی ها باهوش ترن !

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
سه شنبه 30 بهمن 1386 ساعت 01:02 ق.ظ
 

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟



      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشید شما از اون کارت پستال ها دارید که نوشته : عزیزم تو تنها عشق من هستی؟ مغازه دار گفت بله داریم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنید!



      پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"



              غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!   



 مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


 
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت  هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!


ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش

نظر بدین خواهش می كنم

سه شنبه 18 دی 1386 ساعت 12:01 ب.ظ


_______________

یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه میكردن!
قاضی میگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید!
یهو یكی از پشت دادگاه داد میزنه: ای كثافت بی شرف!
دوباره قاضی میگه: ضمنا هم شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هستید!
دوباره همون یارو میگه: ای پست فطرت بی آبرو!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی میشه و میگه: آقای عزیز، میدونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای ركیك بزنین ناچار میشم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
یارو با ناراحتی تمام میگه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله كه همسایه اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم میگفت كه ما چكش نداریم


به ترکه میگن: چطوری با جوراب خوابیدی؟
میگه: آخه اینجوری راحت تره.
میگن: چرا؟
میگه: چون دیشب که با کفش خوابیدم خیلی ناراحت بودم


آبادانی میره استخدام بشه ازش می پرسن چند سالته.
میگه كا منو دست كم گرفتی!


تركه دكتر چشم بوده, یکی میاد تو مطبش میگه اقا من چشام دور رو خوب نمیبینه
تركه میبردش دم پنجره میگه بگو ببینم اون چیه؟
یارو با تعجب میگه اون خورشیده دیگه!!
تركه میگه: اخه جانم مگه از خورشید دورتر هم داریم!؟؟


از ترکه می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه: آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه


ترکه رو میبرن جهنم میشینه جلوی در جهنم داروی سوختگی میفروشه


بچه یه تركه میترسیده سوار خر بشه، تركه بهش میگه: بابا جون نترس، عموئه، سوار شو


می خواستی با آن دختر ازدواج کنی چی شد؟
جواب رد داد. چون گفتم لیسانسم ولی بیکارم.
خوب ، آدم عاقل! می گفتی عمویم میلیاردر است!
اتفاقا گفتم! رفت با عموم ازدواج کرد.

سه شنبه 18 دی 1386 ساعت 11:01 ق.ظ

زن و شوهری تو تاتر نشسته بودند و مرتب با هم پچ پچ میكردند یک مرده از ردیف عقبی با حالت اعتراض، به شوهر میگه: آقا، ما حتی یك كلمه هم نمی فهمیم.
مرده با عصبانیت میگه: اصلا" به شما چه ربطی داره كه من و زنم به هم چی میگیم


یک اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه میبرمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی


مگسه دور سر ترکه داشته وز وز می کرده، ترکه می گه: برو جون مادرت، الان برامون یه جوک درست می کن


اصفهانیه یک خوشه انگور میخره میبره خونه. به زن و بچه هاش هرکدام یک دونه انگور میده.
اونا میگن: بابا چرا فقط یک دونه؟
اصفهانیه میگه: چه فرق میکنه، بقیه اشون هم همین مزه را می دهد


یه روز پسره از باباش میپرسه: بابا، ماه نزدیكتره یا اصفهان؟
بابا میزنه پس گردنش و میگه: آخه مونگول، معلومه دیگه! تو از اینجا میتونی اصفهان رو ببینی؟؟؟


میدونی عرب مخفف چیه؟
عدم رعایت بهداشت


یک نظر بدین ما رو خوشحال کنین

12
img