| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
|
|
نویسنده:
محمود آقائیان
خبرگزاری فارس: بازیگر سینما و تلویزیون با بیان اینکه به خاطر حرفهای امروزم خیلیها با من مشکل پیدا خواهند کرد گفت: حق سینمای ما حضور یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و مریضهای روحی و روانی و جنسی نیست.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، پس از انتشار اخباری مبنی بر گلایه پرستو صالحی از فساد موجود در سینمای ایران که از صفحه شخصی او در فیسبوک گرفته شده بود، این بازیگر در گفتوگو با خبرگزاری فارس ضمن تائید محتوای مطالب نوشته شده، در گفتوگوی تفصیلی شرایط موجود سینمای ایران را تشریح کرد که در ادامه میخوانید:
*حق این سینمای پاک و دوست داشتنی حضور یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و مریضهای روحی و روانی و جنسی نیست
فارس:شما مطلبی را در صفحه مجازی فیسبوکتان گذاشتهاید مبنی بر فساد اهالی سینما، میشود در این باره بیشتر توضیح بدهید؟
صالحی:چیزی که نوشتهام حقیقت محض است ولی شامل همه هنرمندان ما نمیشود. دقیقا ما درباره تعداد خاصی صحبت میکنیم که متاسفانه نمیتوانیم نام آنها را ببرم. من همچنان سر حرفهایی که زدهام، هستم و اگر لازم باشد درباره آن بحث میکنم.حضور آدمهای فاسد در سینما متاسفانه مشکل بزرگی است. سینما فیالنفسه فاسد نیست و باید مانع حضور افراد فاسد در سینما بشویم. برخی با مطلبی که منتشر شد گمان کردند که من همه افراد و صنوف سینمایی را مورد خطاب قرار دادهام در حالی که این طور نیست چون هستند افراد بسیاری که اصلا در جریان این کثافتکاریهایی که اتفاق میافتد، نیستند.
سینما فیالنفسه و ذاتا پاک و نجیب است. خصوصا سینمای ایران و آدمهایی که در آن کار می کنند. حق این سینمای پاک و دوست داشتنی که خیلیها برای به وجودنش زحمت کشیدهاند، نیست که یک عده افراد فرصت طلب، فاسد و آدمهایی که به نظر من مریضی روحی و روانی و جنسی دارند، وارد این حیطه شوند.
*زمان پیش تولید یک کار، کارناوالی از دختران و پسران زیبا رو شروع میشود
جلوی ورود افراد معلومالحال به این حرفه را باید گرفت. این موضوع نه به جنسیت ربط دارد و نه به هیچ صنف و قشر دیگری. چیزی که وجود دارد این است که همه همیشه فقط بازیگران را میبینند و آن کارناوالی که در یکسری از دفاتر سینمایی قبل از پیش تولید به راه میافتد را نمیبینند. ما راجع به کار استاد بیضایی یا استاد کیمیایی حرف نمیزنیم؛ راجع به افرادی سخن میگوییم که به اشتباه وارد این عرصه شدهاند. آدمهایی که نه متخصص هستند و نه مشخص است که از کجا آمدهاند. فقط زمان پیش تولید یک کار، کارناوالی از دختران و پسران زیبا رو شروع میشود و میآیند و میروند. یکی پول برای سرمایهگذاری میآورد، دیگری صورت زیبایی دارد و برخی هم مسائل دیگری را وارد کار میکنند. روابطی که هست و مسائلی که وجود دارد و البته این ماجرا زن و مرد هم ندارد.
برای دیدن بقیه مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
نویسنده:
محمود آقائیان
اول از هرچیزی نظر خودمو در مورد این مطلب میدم
من احتمال میدم کسی که این مطلب رو درج کرده در فیس بوک خود پرستو صالحی نبوده و با اسم پرستو صالحی این مطلب رو گذاشته . هیچ وقت بازیگری نمیاد خودش و سینمای ایران رو به این صورت از چشم کارگردانان و تهیه کننده ها و مردم دور کنه احتمالا این کار ، کاره ترول ها (فتنه گران اینترنتی) باشه
البته این پیام هم خودم در صفحه پرستو صالحی دیدم که برای شما آپ کردم

دوست دارم نظر شما بازدیدکننده های سایت تفریحی دوستان بدونم . ممنون
افکار: پرستو صالحی بازیگر سینما تاتر و تلویزیون ظهر امروز در صفحه فیس بوک مطالب مهمی را در ارتباط با فساد اخلاقی حاکم بر سینما نوشت.

نویسنده:
محمود آقائیان
(فقط جهت فرهنگ سازی)
فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت ۶ با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه, بعد ساعت ۹ برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه !
فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین آرایشگر!
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!
فقط تو ایران مدارسو ۵شنبه ها تعطیل می کنن ولی بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپول های آنچنانی !!!
تعمیرات مدل ایرانی:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن.
۲-کامل باز کردن و دوباره بستن
۳-ضربه زدن روی دستگاه
فقط آسمون ایران می تونه : کمی! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده در برخی از نقاط باشه. . . ( آخرِ ادبیاته این جمله)!
فقط در تهران که مردم شمال شهر در سال ۲۰۱۲ میلادی و مردم جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری زندگی می کنن!
تنها ایرانیان که وقتی می خوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند، به ماشینا نگاه می کنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!
فقط یه ایرانی می تونه پیتزا رو با دوغ, نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی, و کالباس رو با نون سنگک بخوره!
فقط یه ایرانی می تونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه آوردم!
فقط یه ایرانی می تونه وقتی می خواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه
نویسنده:
مهدی کمالی

"فاطمه فتحعلی اوا" خانمی که حرفه اصلی او رقاصی بوده و پس از بازگشت از مشهد مقدس و زیارت امام رضا (ع) در مورد تصمیمش به کشورش گفت: من نزدیک تر شدن به خدا را درک می کنم لازمه این کار ترک حرفه ام است و من تصمیم قاطع و راسخ خود را در این باره اتخاذ کرده ام.

نویسنده:
محمود آقائیان
اصطلاح 120 سال زنده باشی از کجا آمده؟
آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا …
در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (حتما خوانندگان عزیز می دانند که تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی.
نویسنده:
محمود آقائیان
پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی؟
گفت : فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام
گفت : از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی ؟
گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام
گفت : اهل خاک پاک اصفهانی یا اراک؟
گفت : اهل شهر آباد و خوش آباده ام
گفت : خیلی شاد هستی ، باده لابد خورده ای؟
گفت : هم از باده خور بیزارم ، هم از باده ام
گفت : از جام وصال نازنینی سرخوشی ؟
گفت : از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام
گفت : پس شاید قماری کرده ای ، پولی برده ای
گفت : من در راه برد و باخت پا ننهاده ام
گفت : پولی از دکان یا خانه ای کش رفته ای ؟
گفت : دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام
گفت : آخر هیچ سرگرمی نداری روز و شب ؟
گفت : سرگرم نمازو سجده و سجاده ام
گفت : لابد ثروتی داری و دلشادی به پول ؟
گفت : من مستضعف و مسکین مادر زاده ام
گفت : آیا راستی آهی نداری در بساط ؟
گفت : خود پیداست این از وصله ی لباده ام
گفت : گویا کارمند ساد ه ای یا کارگر ؟
گفت : بیکارم ولی از بهر کار آماده ام
گفت : بیکاری و بی پولی ؟ پس این شادی ز چیست ؟!
گفت : یک زن داشتم ، اینک طلاقش داده ام